-
ای قطار :الیاس امیرحسنی
جمعه 17 بهمن 1404 14:22
منتظر هستم بیایی ای قطار دیر کردی پس کجایی ای قطار زودترآو سوارم کن ببر دارم امید رهایی ای قطار خسته ام از ماندن اینجا ره برو دورتر ها تا هاوایی ای قطار می دهد اینجا دگر بوی جنون هان ببر تا ناکجایی ای قطار ترس دارد زندگی با وحشیان می رسد برجان بلایی ای قطار می روم گر تو نیایی ایلیاس تا به آفریقا هوایی ای قطار
-
نه سلام و نه علیکی:الیاس امیرحسنی
جمعه 17 بهمن 1404 09:01
نه سلام و نه علیکی نه پیام و نه که پیکی بگذشت عید و اما نه شرابی و نه کیکی به اینستا به پیجی نه حقیقت و نه فیکی به هتل ،متل ،کبابی نه کباب واسِتیکی نه صداقتی نه عشقی نه زدن به هم تیکی تو ولی همیشه گفتی همه وقت ها لبیکی دگر این چه شیوه باشد الیاس من کمیکی
-
ای اکلر:الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 16 بهمن 1404 15:42
اگر پیداشود دلبر برای آن پری پیکر وآن لب های چون شکر نویسم بر خط دفتر به نام یا هو الاکبر کنارش برگ نیلوفر ببندم بال یک کفتر بگویم ای وفا گستر توای زیبا ملک منظر توای گم گشته را رهبر توای فالوده ای اکلر بیا بامن نشین محضر انارم را بزن گلپر بخوری ده از آن عنبر نمی گویم که شو همسر ولی تاکن کمی بهتر بیا تاجم بنه برسر...
-
به به :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 16 بهمن 1404 11:09
آسمان صاف است به به کارمان آف است به به جمله مسئولان کشور حرفشان لاف است به به دوستی دارم که گوید شهرمان خواف است به به بحثهای مجلس ما اکثرا گاف است به به شیخ مفسد لا ابالی صاحب داف است به به این ترامپ لامروت مردکی هاف است به به الیاس این رازقانی شعر ومر باف است به به
-
هیجا :الیاس امیرحسنی
دوشنبه 13 بهمن 1404 15:21
خنده ات جان را مصفا می کند راهی آغوش دریا می کند غنچه ی لب همچوگل وا می شود لاله ی دل را شکوفا می کند خنده ات صبح شبی ظلمانی است مرگ را این گونه حاشا می کند در مخم انگیزه پیدا می شود پاو دستم را توانا می کند می زنم باشوق دستم را به کار رقص و شادی حالم افشا می کند خنده ات صلحی پس از خشم آوری است ارتشت باخنده هیجا می...
-
فشک: الیاس امیرحسنی
شنبه 11 بهمن 1404 13:22
در انتظارت رود و دریا خشک گردید خون در دل آهوی تنها مشک گردید دیگر بیا تا ما نمردیم ونرفتیم اشکم دم مشکم فراهان فشک گردید
-
چشم عسلی :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 9 بهمن 1404 21:55
چشمی عسلی داشت روی چوگلی داشت مارا به صفا خواند دریاچه دلی داشت موهای بلندش خوشرنگ تلی داشت سر تا نوک پایش خوش آب وگلی داشت بینی ودهانش زیبا اشلی داشت القصه که دیدم یاری فکلی داشت الیاس بمیرم چشمی عسلی داشت
-
درس:الیاس امیرحسنی
یکشنبه 5 بهمن 1404 08:03
دیشب که شعری رامن انشا می نمودم از آن دو لبها واژه املا می نمودم دوچشم ودو ابرو دو نارنگی زیبا با جدول ضربم دو دوتا می نمودم چون اهل پاییز و گل وباغ و اناری جغرافیا را در ری القامی نمودم دینت محبت مذهبت عشق عادتت مهر در درس بینش وضحاها می نمودم گیسوی تو شب بودو صورت ماه آن شب آزمون آیینه من اجرا می نمودم ترکیب زیبای...
-
ای برف۷ :الیاس امیرحسنی
جمعه 3 بهمن 1404 14:12
ای برف بیا و حال مارا خوش کن نغمه بسرا و روبه ره چاوش کن برگو به مهندسان نیرو گاهی یکبار دگر در آسمان کاوش کن
-
ای برف ۶:الیاس امیرحسنی
جمعه 3 بهمن 1404 12:29
ای برف بیا عروس کن ایران را پاکیزه نما هوای این تهران را یکریز بریز و استراحت منما خوشبخت نما مردم این سامان را
-
ای برف۵:الیاس امیرحسنی
جمعه 3 بهمن 1404 11:39
ای برف بیا به سینه ی کوه نشین بر روی وطن که دارد اندوه نشین کن شاد تمام مردم ایران را ای برف بیا زیاد و انبوه نشین
-
یاد : الیاس امیرحسنی
جمعه 3 بهمن 1404 07:55
آن خنده های از ته ته دلت یاد آن اشک ها کامد زچشم خوشگلت یاد هرگز نگفتی دوستم داری ویانه آن قد رعنا ، روی زیبا وگلت یاد
-
سجل :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 30 دی 1404 09:51
با یاد تو امروز نوشتم غزلم را با این غزلم خوب کشیدم مثلم را ای ماه شب تار دلم عاشقت هستم باعشق تو دم کرده ام این چای وهلم را عاشق چه کند گر ندهدآب گلی را در جوی توافکنده ام این دسته گلم را دریا بود عشق توو من غرقه ی دریا آمیخته با عشق تو این آب وگلم را در آرزوی بوسه ای از لعل لبانت صابون زده ام هرشب وهرروز دلم را...
-
سیب داد:الیاس امیرحسنی
دوشنبه 29 دی 1404 15:18
سربه شانه ی رقیب داد بار دیگرم فریب داد عاشقی نجیب بودم دیدمش به اوکه سیب داد آمدم وصبر کردم گریه ها زدرد کردم خویش را صلیب بستم انتظار ما شکیب داد شد غمم همیشه پنهان هیچکس ندید جزآن گفتم ای حبیب دریاب چند قرص آن طبیب داد خوردم از دوا سه وعده صبح وظهر وعصرخنده آن دوا غریب آمد طعم و مزه ی عجیب داد صورتم ورم نمود آن حال...
-
قاشدی:الیاس امیرحسنی
شنبه 27 دی 1404 14:25
آی قاشدی قاشدی قاشدی اشک پالانی دوشدی پالان وئردیم زین آلدوم پالان دولی کولشدی
-
الیاس:الیاس امیرحسنی
شنبه 27 دی 1404 14:20
شدپیر وشکسته بال وداغون الیاس برگشت دگر زدشت وهامون الیاس فهمید که زندگی همین است همین خندید وگذشت ورفت زکانون الیاس
-
تلگرام :الیاس امیرحسنی
شنبه 27 دی 1404 09:48
روزگاری من به تو دلبسته بودم تلگرام با تومن اشعار زیبایی سرودم تلگرام تو به من اخبار خوبی می رساندی از هنر هرشبی سر در کف تو می غنودم تلگرام هرکه آمد شد بلاگر بهر خود کانال زد گوی سبقت را من البته ربودم تلگرام تو به اینستا فضلیت داری از چندین جهت قبل از اینستا بود برتو ورودم تلگرام نت شده ملی وحالم بد گرفته مدتی است...
-
سو دشدی:الیاس امیرحسنی
جمعه 26 دی 1404 12:42
سو دشدی دشدی دشدی گل بیزه مشدی مشدی چایی نی من دمله دیم دادام کورسینی اشدی
-
احسنت لی :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 25 دی 1404 06:43
من موجب خنده ات شدم احسنت لی شرمنده ی بنده ات شدم احسنت لی برشال و کلاه من بخندی خوب است من برگ برنده ات شدم احسنت لی
-
روح ستمدیده :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 25 دی 1404 06:40
ای ماه رخت روشنی دیده ی من خندیدن تو فال پسندیده ی من برخیز وبیا حل بنما مشکل من حالی بده بررروح ستمدیده ی من
-
قلندران شب :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 25 دی 1404 06:38
ای ماه سفید آسمان عاشق توست دل های همه پرندگان عاشق توست مانیز قلندران شب های توایم گویا که تمام این جهان عاشق توست
-
احسنتم : الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 25 دی 1404 06:36
دیدم که تو پیدا شده ای احسنتم با عشق ،تو یکتا شده ای احسنتم هر چند نگفتی نگهت می گوید دیگر تو خود ما شده ای احسنتم
-
نقل و چایی:الیاس امیرحسنی
یکشنبه 21 دی 1404 09:42
آهوی قشنگ من کجایی دلتنگ توام چه بی وفایی سرگرم چرا نمی کنی باز مارا به نگاه با صفایی جنگ است میان کوی وبرزن حق داری اگر دگر نیایی دیدی که چه سان پدر در آورد فریاد بلند آریایی برخیز و بیا عزیز جانم باهم بخوریم نقل وچایی زنگی بزن و بپرس حالی از خویش خودت عمو و دایی الیاس بیا درانتظارم ای آنکه به دردم آشنایی
-
هوای شهر :الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 17 دی 1404 09:40
مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی هوای شهر... خندیدن... دی ماه... برف و سرما... می زند این... هوای شهر ما غمگینِ غمگین مصیبت های ما سنگینِ سنگین الا ای آن که هستی مست قدرت حیا کن کار تو ننگینِ ننگین
-
خندیدن :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 16 دی 1404 07:03
مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی خندیدن... دی ماه... برف و سرما... می زند این... کافه... خندیدن تو مزه ی خوبی دارد شرینی آبنبات چوبی دارد بایدچه کنم که توبخندی گل من شادیِّ تو گرمای جنوبی دارد
-
دی ماه : الیاس امیرحسنی
یکشنبه 14 دی 1404 06:56
عشق نوع شعر رباعی ارسال شده در تاریخ ۱۷ ساعت پیش شماره ثبت ۱۴۳۵۲۹ بازدید : ۷ | نظرات : ۱ مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی دی ماه... برف و سرما... می زند این... کافه... عدالت... دی آمد و سبزه وچمن زار گریست یاس و گل نرگس و سمن زار گریست سرما به...
-
برف وسرما :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 11 دی 1404 11:18
مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی برف و سرما... می زند این... کافه... عدالت... ای عمر... برف آمد وشد عروس ایران عزیز گردید هوا خوب و خوش وپاک و تمیز یارب وطن از شر شیاطین برهان دائم سرما، برف بریز برف بریز برف آمد و بر روی دماوند نشست سرمای هوا کاسه...
-
می زند این :الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 10 دی 1404 07:56
مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی می زند این... کافه... عدالت... ای عمر... آرزو... چه قدر آشنا می زند این با نگاهش صدا می زنداین دکترای غزل گمان ،دارد به رفیق خدا می زنداین درخیابان کبک های خوشخوان چه نوایی بجامی زند این می رساند مرا به باغ امید باز...
-
کافه : الیاس امیرحسنی
سهشنبه 9 دی 1404 08:00
ارسال شده در تاریخ ۲۳ ساعت پیش شماره ثبت ۱۴۳۳۸۴ بازدید : ۱۴ | نظرات : ۷ مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی کافه... عدالت... ای عمر... آرزو... کوه... دلم خواهد بیایم با توکافه چه شانسی ای خدایم باتو کافه بخندی وبگویی قهوه قهوه بپرسندم کجایم باتو کافه
-
عدالت :الیاس امیرحسنی
دوشنبه 8 دی 1404 10:40
مرا دنبال کنید رنگ شــعــر رنگ زمینه دفاتر شعر الیاس امیرحسنی تمرین عشق آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی عدالت... ای عمر... آرزو... کوه... شرمنده... دادی به یکی نعمت بسیار خدایا ما لیک شدیم میثم تمار خدایا کاری به عدالتت نداریم اما انگارنه انگار نه انگار خدایا