ای دل من دل عجیب وغریب
ای دل ساده ای که خورده فریب
مُردی هر بار وباز زنده شدی
ای دل پاک وصاف وجای حبیب
ای دلی که دوستدار گلی
ای دلی که طرف دار ملی
ای دل مانده در دوراهی ها
ای دلی که همیشه روی پلی
ای دلی که هوای توپاک است
چشم دارنده ی تو نمناک است
ای دلی که پری زشور وشعف
عاقبت منزل تو درخاک است
ای دلی که همیشه تنهایی
نگران تمام گل هایی
ای دلی که مدام می سوزی
مثل شمعی اسیر تب هایی
ای دلی که هنوز گرمی وپرنور
ای دلی که هنوز می تپی پرشور
ای دلی که هنوز می دانی
یوسفی می کند زلیخا کور
ای دلی که وظیفه ات سخت است
بس که پاکی خیال تو تخت است
ای دلی که اگر تو خوش باشی
صاحبت هرکه بوده خوشبخت است
ای دلی که هنوز پرجوشی
دائما می زنی وباهوشی
می رسد روزهای خوب از راه
می توانی توهم بخروشی
ای دلی که عزیز و محترمی
قبله ای کعبه ای و چون حرمی
در تو باشد خدای تو ساکن
چه خدای بزرگ و با کرمی
ای دل من دل حبیب خدا
ای دل من دل مجیب خدا
ای دل من دل پراز شفقت
ای دل من دل نجیب خدا
ای دل ای مرکز تجمع درد
ای دل ای پاسگاه شجاع نبرد
ای دل ای قاصد پیامک عشق
ای دل ای باشگاه ورزش مرد
ای دل ای خوابگاه پلنگ امید
ای دل ای جایگاه خرس سفید
ای دل ای مامن خروس سحر
ای دل ای پناهگاه گرگ پلید
ای دل ای آشیانه ی عشق
ای دل ای موتورخانه ی عشق
ای دل ای هارد بوسه ی عشق
ای دل ای کارخانه ی عشق
ای دل ای مرکز اداره ی عشق
ای دل ای زادگاه وخانه ی عشق
ای دل ای دادگاه میل و هوس
ای دل ای مولد ترانه ی عشق
ای دل ای پرزننده به سوی آزادی
ای دل ای خا طرات آبادی
ای دل ای باغ نغمه ی شادی
ای دل ای ریشه دار وبنیادی
ای دل ای طالب خود آگاهی
ای دل ای منشا خدا خواهی
ای دلی که گاه روباهی
ای که دریایی و پراز ماهی
ای دل ای مخزن شگفتی ها
ای دل ای زم طاق وجفتی ها
ای دل ای درنبردبا خفتی ها
ای دل ای رد حرف مفتی ها
ای دل ای جایگاه پروانه
ای دل ای لاله زار ومیخانه
ای دل ای شعله های آگاهی
ای دل ای خانقاه دیوانه
ای دل ای سبز وسرخ ونارنجی
ای دل صورتی و تورنجی
ای دل آبی ای دل روشن
ای دل پاره پاره اسفنجی
ای دل ای سرزمین تاریخی
ای که باشی جهان مریخی
توبزرگی شبیه سیاره
ای دل ای دل گل سرخی
ای دل سوخته ای دل نالان
ای دل زخم خورده ازیاران
ای دل ناب ای دل ویژه
ای دل تازه گشته با باران
ای دل پرزعشق و وفا
ای دل پاک و پر زصفا
دیدی آخی چه نامرادی ها
خون شدی خون زجور وجفا
ای دل راهی طریقت عشق
ای دل ای همنشین صحبت عشق
ای دل سوز و آه و دعا
ای دل مانده در حقیقت عشق
ای دلی که شکسته ای بدجور
کی به زخم تو می زند کافور
ای دل منتظر به راه طبیب
می رسد کی پس این حبیب غیور
ای دل پاره پاره ی من
چیست آیا که راه چاره ی من
چه کسانی تورا چنین کردند
همه بودند جگر پاره ی من
ای دلی که خدا خدا کردی
سروجانت براو فدا کردی
چه شد آخر چه شد جواب او
این همه عاشقی چرا کردی
ای دلی که امیدها داری
ای دلی که همیشه بیداری
ای دل بینوای بی حاجت
تو نداری هنوز غمخواری
ای دل من دل ریاضت کش
ای دل غافل عنایت کُش
کی تو آخر به خویش می آیی
ای دل ای درسکوت ودر رنجش
من تو را شاد می خواهم
از غم آزاد می خواهم
دیگر اصلا نگو زغم هایت
دلی آباد و راد می خواهم
دوستم داری اگر پس شادباش
گریه را بس کن دگرپس شادباش
فرصت دنیا همیشه اندک است
چرخ ده برآن کمر پس شادباش
شب همیشه صبح دارد در پی اش
رحم کن براین پسر پس شادباش
قلب من باقلب تو تنظیم شد
زود از غم ها بپر پس شاد باش
عاقبت هرکس که آمد می رود
ماکه رستیم از خطر پس شادباش
حال ما را گر نمی پرسی نپرس
می روی هرجا سفر پس شاد باش
خنده کن برریش وپشم روزگار
از من وما کن گذر پس شادباش
باگل و با عشق و با الیاس باش
دورشو ازهرچه شر پس شادباش
از یاد مرا بردی و راحت شدی آخر
با سیب کلک خوردی و راحت شدی آخر
آورد خداوند تورا بهر دل ما
قلبی نسپردی وراحت شدی آخر
گویا که تو را خسته نمودم به کلامم
توخوب عمل کردی و راحت شد ی آخر
"هرطایفه ای کرده زما مساله ای باز
کردی تو به ما تندی وراحت شدی آخر
من تا به قیامت وفادارتوهستم
از ریشه مرا کندی وراحت شدی آخر
اصرار مکن الیاس تورا دوست ندارد
خوردی ازآن دردی وراحت شدی آخر
ساقیا پر بنما جام مرا هیچ مگو
عشوه کن غمزه کن خنده نما هیچ مگو
حبه ای از لب قندت بده تا خوش بمکم
به نسیمی و نظامی و به دیگر رفقا هیچ مگو
ساقیا چرخ بزن دوربزن رقص نما
ببر اندوه و غم و غصه ی ما هیچ مگو
ساقیا خم بشکن ساغر و پیمانه شکن
همه را دور نما مست وغزلخوان به در آهیچ مگو
ساقیا پیرهن چاک کن و موی مرا سخت بکش
آتشم زن بکشم محض خدا هیچ مگو
ساقیا جامه ی الیاس بکن بهر گرو
مست وبی حجب وحیا پیش بیاهیچ مگو