کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

خجسته : الیاس امیرحسنی

روز میلادت خجسته
پول هایت دسته دسته
هرکه باشد دشمن تو
دست و پا و سر  شکسته


روزرمیلادت خجسته
ارتباطت نا گسسته
 درمسیر زندگانی
تو نگردی هیچ خسته


روز میلادت خجسته
در دلم مهرت نشسته
صفحه ی من را عزیزم
هی نکن مسدود وبسته


روز میلادت خجسته
باشی از هرغم تو رسته
بپری از مشکلاتت
 مثل آهویی که جسته


روز میلادت خجسته
هی بخور بادام و پسته
دوست دارم که بخندی
مثل الیاسی که مسته

بیمار ۲:الیاس امیرحسنی

دیدی کم از عشقت کنی بیمار می گردم گلم
از زندگی از این جهان  بیزار می گردم گلم
تودوست داری هرکه را باشد ولی برمن نگو
من صبح ها با یاد تو بیدار می گردم گلم 

شادی و زیبایی :الیاس امیرحسنی

وقتی انسان شاد است و ذهن آرام تمام زشتی ها و بدی ها هم زیبا جلوه می کنند .وهرموقع ذهن ناآرام است وانسان ناشاد حتی زیبایی ها هم زشت جلوه می کنند .ومن زمانی شادم که تو عشق ومهربانی ات را از من دریغ نمی کنی .

باران سلام :الیاس امیرحسنی

باران سلام
ای خوش قدم
خوش آمدی بر شهر من
باران سلام
ای خوش صدا
آورده ای لطف و صفا
باران سلام
ای خوش عمل
کردی هوا را جان فزا
باران سلام
ای خوش لقا
دادی چمن هارا جلا
باران سلام
ای خوش هنر
دادی به بستان زیب وفر
باران سلام
ای خوش نسیم
هستی تو سوغات کریم
باران سلام
ای خوش سفر
غم های ما از دل ببر
داری هوای دلبری
 یعنی شدی  دونفری

تهران شده دوست داشتنی

زرد قناری کو کجاست ؟
با من شود او هم قدم
باران سلام
باران درود
خوش آمدی
ای خوش سرود

اکسیژن دنیا :الیاس امیرحسنی

چشمان تو میخانه ی ما بی خبران است
رخسار تو در منظر صاحب نظران است
ای آن که نفس های تو اکسیژن دنیاست
نامت همه جا ورد لب  رهگذران است
ما را به کجا می برد این عشق مقدس
خواهان توهر لحظه برایت نگران است
گر دیر شود آمدنت ای گل زیبا
شور است و قلق ،استرس منتظران است
شادی و صفا،رقص و زخود رفتن ومستی
مشمول گروهان گل وهمسفران است
دیدار تو هرگز نشود قسمت هرکس
این وصل ولقا ویژه ی صاحب بصران است
الیاس تو هم آمده ای در صف رندان
احسنت که اینجا وطن دربدران است

بوسیدنت : الیاس امیرحسنی

ای به قربان تو و خندیدنت
کاش می شد قسمت من دیدنت
حرف مفت است گرچه می گویی شما
آرزوی من بود بوسیدنت 


گل یاسم گل یاسم گل یاس
قدم بگذار بر چشمان الیاس
بگو ای عاشق دیوانه ی من
توهستی کلهم الهام و احساس



خاتون :الیاس امیرحسنی



اکنون شدی خاتونی
هرکاری را می تونی
هنرمندی بزرگی
به زندگی ستونی


بی عشق : الیاس امیرحسنی

زیبایی تو حرف ندارد گل من
رنگ تن تو برف ندارد گل من

مارا نکن از محبت خود محروم
بی عشق جهان صرف ندارد گل من


برگرد و به من نظر کن ای دوست
از کرده ی ما گذرکن ای دوست
مارا تو مدان از اهل سالوس
از حرف بدان حذر کن ای دوست



پاییز۵:الیاس امیرحسنی


ای مهربان تر از گل
زیباتر از قرنفل
می خواند از تو الیاس
مانند ومثل بلبل

فروغ: الیاس امیرحسنی

شعر یعنی که دروغ

شعر یعنی آش دوغ

شعر ما که شعر نیست

شعر یعنی که فروغ