کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

وقت لبخندت بخیر :الیاس امیرحسنی

ای گلم دیدم تو را لبخند داری وقت لبخندت بخیر
هرشبی یا هرسحر هرگاه و کاری وقت لبخندت بخیر
در کنار قوم و بابا ومامان یا که برادر ،خواهری
هرکجایی درنکا یا رشت ،ساری وقت لبخندت بخیر
درس می خوانی ویا تدریس یا رانندگی  ،فکر
خانه ای یادر خیابان درسواری وقت لبخندت بخیر
رفته ای گردش زدی کوه وکمر کوه دماوند
در کنار رود یا ساحل دریا، آبشاری وقت لبخندت بخیر
می خوری صبحانه یا ناهار یاشام و و یا نه
کافه ای یارستوران یا خام خواری وقت لبخندت بخیر
دراتوبوسی ویا مترو ویا هستی پیاده
بانک یابنگاه هستی کارتوباشد اداری وقت لبخندت بخیر
کارتو الیاس بینم هست کار باشعرو قوافی
روی مبل وروی میز ، پیش بخاری وقت لبخندت بخیر

آدرس:الیاس امیرحسنی

https://elyas80.loxblog.com/

دراین آدرس هم مارا دنبال کنید 

زحمات مادر:الیاس امیرحسنی

امروز درمورد مادر فکر می کردم من تا سی سالگی مجرد بودم وتمام زحمت این سی سال به عهده ی مادرم بود .حالا فکرکن ما شش فرزند در یک خانواده بودیم .این را هم در نظر بگیریم که بعد از ازدواج هم فرزندان برای مادر زحمت ودردسر دارند حالا متوسط بگوییم ۴۰سال زحمت برای هرفرزند پس با این حال مادر ما برای ما ۶فرزند ۲۴۰ سال زحمت کشیده است .حالا فرزندانی که ازدنیا رفته اند را در نظر نمی گیریم .مقایسه کنیم با الان که ماشین لباس شویی و ظرفشویی و گاز وبرق و همه چیز هست و مادرها یک یا دوفرزند بیشتر نمی خواهند .

روستا :الیاس امیرحسنی


صدایت می کنم ای عشق ای عشق
دعایت می کنم ای عشق ای عشق
تو من را تابه فردا می کشانی
ندایت می کنم ای عشق ای عشق


فال حافظ:الیاس امیرحسنی

فال حافظ
فال حافظ
 فال حافظ می فروشم مردمان
ای آقایی که کت وشلوار پوشیدی و خوش تیپی پدر
فالی از حافظ بخر
آی خانومِی که اصیل وباپرستیژو قشنگی مادرم
فالی ازحافظ بخر
ای جنابی که بود مویت بلند ،  ریش داریّ ؛موی خودرا
دم اسبی بسته ای 
فالی ازحافظ  بخر
ای جوانی که تتو کردی تمام گردن و بازو وصورت را پسر
فالی ازحافظ بخر
آی  دختر جان که رنگ گیسوی توصورتی است
فالی  از حافظ  بخر
ای پسرجان  که  به گوشت  کرده ای حلقه طلا
فالی ازحافظ بخر
ای جنابی که بود زانوی شلوارت سوراخ
فالی  از حافظ بخر
بعله می دانم
آی می دانم
معتقد برفال را  پولی که نیست
پولداران
را مگر دل سوزد ورحمی کنند
فالی از  حافظ خرند
فال حافظ
فال حافظ
می فروشم مردمان
فالی ازحافظ بخر

آری ضرر کردم :الیاس امیرحسنی

حتی اگر امروز
روز آخرم باشد
 نیستم مغبون
من عشق ورزیدم
هرچند دارم اشتباهاتی
گاهی گناهی مرتکب گشتم
اما ندارم هیچ ترس از مرگ
من باسیاهی
با دروغ و حقه ونیرنگ
جنگیدم
نه می توانستم که جور دیگری باشم
سر را کنم در آخور دین ریاکاران
 یامی توانستم کنم دزدی
 مدیر و
صاحب جاه و مقام و منزلت گردم
یا می شدم مسئول
اگرکه هم ردیفان ورفیقان خودم را
می فروشیدم
اما نبودم پست ودون
من با شرف بودم .
بگذار تا یک داستانی راکنم انشا
روزی گزینش خواست مارا
دراتاقی گفت
 اینان کیان هستند
گفتم اینان هرچه باشند بهتر از مایند
چند بار شد تکرار
پاسخ همان دادم
گفتند رو اما ضرر کردی
آری ضرر کردم ولی  هست افتخارم
که ضرر کردم .

شمال :الیاس امیرحسنی


صفا دارند باغات شمالی
پرازلیمو و زیتون پرتقالی
ولی ازباغ و از نارنج ولیمو
تویی که عشق من خیلی باحالی


دعایت می کنم باشی سلامت
نسازندت آماج ملامت
تورا من تاقیامت دوست دارم
فدای آن زبان وآن کلامت




روزت مبارک :الیاس امیرحسنی

دگر شعرم نمی آید بگویم
پکر هستم تا بیخ گلویم
بود روزت مبارک ای گل من

تویی تنها امید و آرزویم


ای گل زیبای من صبحت بخیر
ای همه دنیای من صبحت بخیر
گرچه روحم هست در قبضی شدید
باعث احیای من صبحت بخیر


بگو چیزی که من دلشاد گردم
از این افکار بد آزاد گردم
بیا و عاشقت را قلقلک ده
بخندانم که تا آباد گردم 


برایم جمله هایش پادزهراست
وتنها عشق زیبایی دهراست
خدایا خنده هایش بیشتر کن
کند نابودآن روزم که قهر است


ای گل فیروزه ای شب بر توخیر
مثل آب کوزه ای شب برتوخیر
تشنه ام برفهم ودرک و بینشت
توخودت یک موزه ای شب برتوخیر


از این لبخند ها من دوست دارم
از آن لبقندها من دوست دارم
خدایا ما سراسر آرزوییم
ازاین دلبندها من دوست دارم



گل نارنجی زیبای نازم
منم که دل به لبخند تو بازم
تو آن نیروی بشکوه خدایی
که میخواهم بدان من دست یازم


در میان رنگ‌های زندگی
رنگ سبزش از همه
زیباتراست
در میان زخم های زندگی
زخم یاران از همه
سوزان تر است
در میان عشق های زندگی
عشق خوبان از همه
شیرین تراست