کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

زلف سیاه یارم :الیاس امیرحسنی

زلف سیاه یارم:الیاس امیرحسنی

زلف سیاه یارم برده قرارم
لب های سرخ یارم کرده خمارم
آن خال و زلف وابرووان قد سروش
زیبائی اش نموده بیمار وزارم
با خنده و نگاهش باچشم وابروش
در آن نگاه اول کرده دچارم
باید چه سازم ای گل با رنج واندوه
با این فراق ودوری با این شرارم
او خوب ومهربان است هم روح وهم روان است
آخر چه وصفی از او اینجا بیارم
الیاس بارک الله بردی مرا به رویا
تو شاعر نگاهی بنگر به کارم

تنها مانده ام من: الیاس امیرحسنی

همه رفتند وتنها مانده ام من
زجمع کاروان جا مانده ام من
به پیغامی دلم خوش بود گاهی
به چه امید اینجا مانده ام من


صمیمی : الیاس امیرحسنی

مرا با توست پیوندی قدیمی
بود یاد تو یک یار صمیمی
اگر براین دل من پاگذاری
ببینی بوستانی زیر زمینی


چه مشکی وچه نارنجی بپوشی
اگر آب واگر وتکا بنوشی
برای من عزیز روزگاری
توعشق من فرشته و سروشی


منم که عاشق روی توهستم
تو را مثل خدایم می پرستم
توهم با ما مکن پس بی وفایی
بگو تا که ببینی مست مستم


به دیدارت تمایل دارم ای گل
هوای شهر آمل دارم ای گل
بهار است و هوا اردیبهشتی است
من عزم شهر بابل دارم ای گل



 


عزیزم :الیاس امیرحسنی

در این دنیا چه زیبایی عزیزم

برایم همچو رویایی عزیزم

تو را از عمق جان من دوست دارم

عجب ماهی عجب جایی عزیزم


دعایم کن دعا را دوست دارم
در این دنیا خدا را دوست دارم
صدایم کن صدای تو قشنگ است
به قرآن من شما را دوست دارم



نگاهی گرم و گیرا داری ای دوست
لباسی شاد و زیبا داری ای دوست
برای من که شیدای توهستم
به روی چشم ماجا داری ای دوست


خورشید منی بتاب پرنور
چشمان بدان وناکسان کور
خوشحال شدم تورا که دیدم
گرمای توام نمود  مسرور


دلم تنها تورا می خواهد ای گل
واین حسرت مرا می کاهد ای گل
نمی دانم چه خواهد شد ولیکن
به شوق تو به دنیا آمد ای گل


تکیه دادی بر درخت دوستی
باد روشن تخت وبخت دوستی
دوست دارم دوستی با تورا
دور بادا روز سخت دوستی

از تو به ما رسیده است :الیاس امیرحسنی

ای گل خوش نگار من از تو به ما رسیده است

ای مه جان شکار من از تو به ما رسیده است

غمزه و خنده ی تورا با در عوض نمی کنم

دلبر مایه دار من از تو به ما رسیده است

تو همه لطف ورحمتی بر سر ما عنایتی

گلشن سایه سار من از تو به ما رسیده است

زلف حریر دلستان سینه و نار بوستان

ای بغلت قرار من از تو به ما رسیده است

بی تو نه کار دیگری بی تو نه یار دیگری

ای همه کا ر وبار من از تو به ما رسیده است

گفته ی شاعر حزین حضرت الیاس غمین

ای زتو آه وزار من از تو به ما رسیده است

تنها:الیاس امیرحسنی



من هوادار توام ای نازنین
یار دلدار توام ای نازنین
لحظه ای فارغ زیادت نیستم
من وفادار توام ای نازنین


گل نسرین:الیاس امیرحسنی

گل نسرین من عیدت مبارک
به باغ و بوستان سیرت مبارک
تو صیادی و من آهوی دشتم
توای صیاد جان صیدت مبارک


گل نسرین تو را من دوست دارم
نشانت را به روی پوست دارم
گل من یکگل بسیار خوبی است
گلی که پر زنقش وروست دارم


گل نسرین دلم را شاد گردان
از اندوه وغمم آزاد گردان
معطر می شود هرجا که باشی
مراهم هر کجایی یاد گردان


گل یاسم گل یاسم گل یاس
بود بویت شبیه بوی الیاس
مرا همیشه در خاطر نگهدار
به ویژه ماه بعدی ماه گیلاس


گل من ریشه در احساس دارد
وعطر وبویی همچون یاس دارد
خداوندا گلم را شاد گردان
که او دل در دل الیاس دارد


تو با گل نسبتی دیرینه داری
دلی پاک همچنان آیینه داری
بیا امشب برای من دعا کن
توکه قلبی بدون کینه داری

ماجرای زندگی : الیاس امیرحسنی

واژه ها را حقیر می بینم
جمله ها را فقیر می بینم
در بیان ماجرای زندگی ام
حرف ها را صغیر می بینم


منم تنها ترین تنهای تنها
غریب وعاشق واز جمع منها
خدایا حال من را کن دگرگون
رهایم کن از این درد ومحنها

دوباره:الیاس امیرحسنی

سلام ای ماه تابیدی دوباره
مرا در دل تو نامیدی دوباره
چه می شد در برویم می گشودی
کنارراه خوابیدی دوباره


ای دوست ۱:الیاس امیرحسنی

دنیای منی ای دوست
عقبای منی ای دوست
در دایره ی هستی
صهبای منی ای دوست


دریاد منی ای دوست
فریاد منی ای دوست
تا باشم وتو باشی
شمشاد منی ای دوست

شیرین منی ای دوست
نسرین منی ای دوست
در فصل گل وبلبل
تشرین منی ای دوست

زیبای منی ای دوست
مولای منی ای دوست
من قطره ی بارانم
دریای منی ای دوست