کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

سردشت :الیاس امیرحسنی

دلم تنگ است برای شهر سردشت 

برای کوه و باغ و رود و گلگشت

واوان ،بی شاسب گورانگان زیبا

به یاد آغلان اشکم روان گشت

نلاس و کوچه ها و کدخدایش

برای مسجد و سرسبزی دشت

لباس کردی و شال قشنگش

به سرچاوم به زور ممنون سرِ گشت

به یاران قادری ،صالح ،عزیزی

رفیقی هم که بود اوبومی رشت

دلم خواهد که روزی باربندم 

رسم بر شهر زیبا ساعت هشت

بیا الیاس بعد از قرب چل سال 

تورابینم به شهرستان سردشت


کوه بلند زادگاهم :الیاس امیرحسنی



ای کوه کمرسیاه زیبا

آورده ای ام دوباره اینجا
من راوی قصه های دردم
کبک دری هوای سردم
تاریخ نگار صخره و سنگ
صراف دلی همیشه دلتنگ
ای کوه بزرگ رازقانم
ای قلعه و قصر وپادگانم
هشت در بودت خفی نهانی
سوقی است درآن شکم جهانی
دروازه ای از امید داری
صد قرن بود که پایداری
چون بر تو نظاره می نمایم
تازه شود آب وهم هوایم
کاکوتی تو چه بوی دارد
آویشنت آب روی دارد
دارم هوس به قله رفتن
قل دادن سنگ وغم شکستن
ای روح عظیم آفرینش
درکی بده با شعور وبینش
چپ چپ بنهم پای خود را
پیدا بکنم جای خود را
ای کوه بلند زادگاهم
قله است همیشه جایگاهم
قدر من وتو کسی ندانست
میقات تورا خسی ندانست
تقدیم تو باد شعرم ای کوه
آغوش توباد دیرم ای کوه




☘❤️