کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

سلام دلبر زیبا:الیاس امیرحسنی

سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت؟
نباش درهم وغمگین
بخند ای جانم
اگر زمن پرسی
همیشه دلتنگم
واز دورویی ها
وحقه بازی ها
ملول و آژنگم
اگر تمام دنیا هم
برای من باشد
ولی نباشی تو
چه ارزشی دارد؟
تو هم بگو چیزی
چرا نمی گویی؟
توهم دگر ازما
دلت رنجیده
گمان تو این است
دروغ می گوییم
عمل نداریم و
شعر می گوییم
بله درست می گویی
ولی چه باید کرد
زیاد فکر کردم
فقط یک راه است
که ما فقط از دور
به هم عشق ورزیم
فقط همین
تو هم بگو چیزی
چرا نمی گویی ؟


سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت؟
دوباره آمده ام
تا که درد دل بکنم
جهان اگر چه
بزرگ است
زمان اگرچه
که گرگ است
ولیک خرسندم
که درجهان
تو را دارم
دراین چَهِ تاریک
دراین هوای سرد
تو نورامیدی
تو نور خورشیدی
بتاب پس برمن


سلام دلبر زیبا
چطوراست احوالت ؟
ومن یقین دارم
اگر که جسم ما
زهم دگر دوراست
ولی قلوب ما
به همدگر بند است
برس به قلب خود
وشاد شادش کن
بزن به من لبخند


سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت ؟
جهان گذرگاه است
وما چه خوشبختیم
که باهم همسفریم
فقط نظرگاه است
که می دهد معنی
به زندگانی ها
ومادر این دنیا
به عشق پیوستیم
ونام ما شد ثبت
دراین جهان باعشق
بیا که خوش باشیم


سلام دلبر زیبا
چطوراست احوالت؟
 نشد دراین دنیا
کنارهم باشیم
هنوز فرصت هست
هنوز وقت داریم
امیدوارم من
تو هم همین طورباش


سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت؟
خودت که می دانی
من عاشقت هستم
ولی که تکرارش
چوقند شیرین است
من عاشقت بودم
من عاشقت هستم
وتا که جان دارم
چنین خواهم ماند


سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت؟
توای عزیز من
توای رفیق من
توای حبیب من
تو می توانی که
به من کمک بکنی
ببخشی امیدم
هدف به من بدهی
مگر گناه است این 


سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت ؟
مبارک است عیدت
تو هدیه ای زیبا
بزرگ و با ارزش
به من بخشیدی
تو دل به من دادی
من از توممنونم
و قدر می دانم
مراقبم تا که
نبیند آسیبی
 دلت که البته
دل خودم شده است .


سلام دلبر زیبا
چطور است احوالت ؟
امیدوارم که
همیشه خوش باشی
از این سه حرف عشق
چه شور و غوغاها
که در جهان برخاست
چه جنگ ها شد
چه کشته هایی داد
وبعد از ما نیز
ادامه خواهد داشت
عزیز من جانم
مراقب خود باش
امید دیدارت
خدا نگهدارت

که تویی :الیاس امیرحسنی

ای جلوه ی هرحسن وجمالی که تویی
بخشنده ی هررشد وکمالی که تویی
دریاب مرا به خلق محتاج نکن
ای راقم هر مقام و حالی که تویی

حیران تو بانو :الیاس امیرحسنی

قربان تو قربان تو قربان تو بانو
هستم به فرمان تو فرمان تو بانو
بیمار تو بیمارتو بیمارتوهستم
داروی تودرمانِ تو درمانِ تو بانو
ای کاش شبی مونس وهمراز تو باشم
مهمان تو مهمان تو مهمان تو بانو
از فرق سرم تا نوک پا معتقد توست
شک است درایمان تو ایمان تو بانو
ما اهل وفاییم به پیمان محبت
پیمان تو پیمان تو پیمان تو بانو
امّید شبی خسته سرم را بگذارم
دامان تو دامان تو دامان تو بانو
خواهم بنشینم به تماشای دوچشمت
چشمان تو چشمان تو چشمان تو بانو
الیاس خیالات برای تو مفید است
حیران تو حیران تو حیران تو بانو

بنشین :الیاس امیرحسنی

بنشین که به پایت گل و مل ریزم
بنشین که به پای تو به پا خیزم
ای مونس سی سال شب وروزم
من نام تورا به قلبم آویزم


بنفشه پوش من شیرین من باش
تو دین ومذهب و آیین من باش
اگر حتی مسلمان هم نبودم
تو یار ومونس دیرین من باش


بنفشه پوش من مفتونم از تو
تو لیلی و منم مجنونم از تو
چرا امروز من شاد شادم
دعاکردی ومن ممنونم از تو




گل زیبا:الیاس امیرحسنی

نبینم خسته و غمگین نشینی
که تو زیبا گل روی زمینی
بپا خیز ونما غوغا وشوری
مرا پروانه ات باید ببینی

گل زیبا به دور تو بگردم
تو را که هیچ اذیت من نکردم
اگر کردم گناهی عفو فرما
من از آزار خوبان توبه کردم

گل زیبا تو رامن دوست دارم
به یادت سربه بالین می گذارم
دلم خواهد به تو تلفن نمایم
ولی ترسم دوباره بد بیارم


گل زیبای من دردی نبینی
کنی با خوبرویان همنشینی
مرا هم گاه گاهی یادسازی
خصوصاموقعی که گل بچینی


گل زیبا تو را دلشاد بینم
کنار سبزه وشمشاد بینم
لبت پرخنده قلبت شادباشد
مرا هنگامه ی ارشاد بینم


دلم خواهد گلم را درکنارم
سرم را روی پاهایش گذارم
بگویم ای گل زیبای هستی
به عشقت من دچارم من دچارم


گل من را بخندان منگولک جان
بخندانش دوچندان منگولک جان
بگو دنیا ندارد ارزش غم
به جان گوسفندان منگولک جان


گل زیبا بیا دردم دوا کن
بیا بامن سخن گو ماجرا کن
بیا دستم بگیر وبا خودت بر
دراستان گلستانت رها کن


باغ:الیاس امیرحسنی

گل سرخ آبی ام درباغ باشی
زگرمای محبت داغ باشی
کنار دشت گل های شقایق
مفرح ،شاد در راغ باشی


گل سرخ آبی ام باغ تو آباد
دلت از درد وغم ها باد آزاد
تو لبخند قشنگ روزگاری
بود قلبت همیشه درتپش شاد


گل سرخ آبی ام چشم تو روشن
برای من بچین یک من آویشن
اگر بابا بپرسد مال کی هست؟
بگو الیاسه بن باغ وگلشن


گل سرخ آبی ام داری تماشا
بگوترکی به من ساقول ویاشا
تمام حرف هایم راشنیدی
تویی آرام و زیبا و نیوشا


گل سرخ آبی ام هستم طلبکار
به من یک زندگی هستی بدهکار
اگر دراین جهان جبران نسازی
به فتوای من هستی تو گنه کار


اگر چاقاله خوردی نوش جانت
فدای دست وپا و بازوانت
اگرچیدی گل سرخ ومعطر
به بادش ده به یاد عاشقانت


ای به قربان توای عالی جناب
همچنان خورشید بربنده بتاب
وصف روی تو کلام شاعراست
عشق تو شد شامل چندین کتاب

معطر کرده ای: الیاس امیرحسنی

ای که شال سبز بر سر کرده ای
درس عشقم را تو ازبر کرده ای
ماکه در کوی مغان ساکن شدیم
کوچه را هم تو معطر کرده ای