-
شادی و زیبایی :الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 30 آبان 1403 11:11
وقتی انسان شاد است و ذهن آرام تمام زشتی ها و بدی ها هم زیبا جلوه می کنند .وهرموقع ذهن ناآرام است وانسان ناشاد حتی زیبایی ها هم زشت جلوه می کنند .ومن زمانی شادم که تو عشق ومهربانی ات را از من دریغ نمی کنی .
-
باران سلام :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 29 آبان 1403 06:49
باران سلام ای خوش قدم خوش آمدی بر شهر من باران سلام ای خوش صدا آورده ای لطف و صفا باران سلام ای خوش عمل کردی هوا را جان فزا باران سلام ای خوش لقا دادی چمن هارا جلا باران سلام ای خوش هنر دادی به بستان زیب وفر باران سلام ای خوش نسیم هستی تو سوغات کریم باران سلام ای خوش سفر غم های ما از دل ببر داری هوای دلبری یعنی شدی...
-
اکسیژن دنیا :الیاس امیرحسنی
شنبه 19 آبان 1403 09:58
چشمان تو میخانه ی ما بی خبران است رخسار تو در منظر صاحب نظران است ای آن که نفس های تو اکسیژن دنیاست نامت همه جا ورد لب رهگذران است ما را به کجا می برد این عشق مقدس خواهان توهر لحظه برایت نگران است گر دیر شود آمدنت ای گل زیبا شور است و قلق ،استرس منتظران است شادی و صفا،رقص و زخود رفتن ومستی مشمول گروهان گل وهمسفران است...
-
بوسیدنت : الیاس امیرحسنی
جمعه 18 آبان 1403 11:59
ای به قربان تو و خندیدنت کاش می شد قسمت من دیدنت حرف مفت است گرچه می گویی شما آرزوی من بود بوسیدنت گل یاسم گل یاسم گل یاس قدم بگذار بر چشمان الیاس بگو ای عاشق دیوانه ی من توهستی کلهم الهام و احساس
-
خاتون :الیاس امیرحسنی
یکشنبه 13 آبان 1403 13:24
اکنون شدی خاتونی هرکاری را می تونی هنرمندی بزرگی به زندگی ستونی
-
بی عشق : الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 9 آبان 1403 05:02
زیبایی تو حرف ندارد گل من رنگ تن تو برف ندارد گل من مارا نکن از محبت خود محروم بی عشق جهان صرف ندارد گل من برگرد و به من نظر کن ای دوست از کرده ی ما گذرکن ای دوست مارا تو مدان از اهل سالوس از حرف بدان حذر کن ای دوست
-
پاییز۵:الیاس امیرحسنی
دوشنبه 7 آبان 1403 06:08
ای مهربان تر از گل زیباتر از قرنفل می خواند از تو الیاس مانند ومثل بلبل
-
فروغ: الیاس امیرحسنی
یکشنبه 6 آبان 1403 03:42
شعر یعنی که دروغ شعر یعنی آش دوغ شعر ما که شعر نیست شعر یعنی که فروغ
-
سرطان دل : الیاس امیرحسنی
شنبه 5 آبان 1403 20:10
گرمای عشقت کم شد و سرمای سختی خورده ام ویروس بی مهری مرا بدجور سوزانیده است این نیست بار اولم صدبار این سان مرده ام ای کاش اصلا دکترم کلا جوابم می نمود می خواستم در راه عشق یک عاشق نامی شوم فرهاد نه مجنون نه که یک صادق صافی شوم سعدی چرا گولم زدی ؟ حافظ چه وصفی کرده ای ؟ عشق است سل سرطان دل
-
بزغاله :الیاس امیرحسنی
جمعه 4 آبان 1403 11:31
بز بزی های قشنگ نازمن نازنینان بلند آواز من درخیابان بع بع و مع مع کنید با صدای پرده های سازمن
-
چشمان تو :الیاس امیرحسنی
دوشنبه 23 مهر 1403 13:00
چشم تو هوسناک ترین چشم جهان است در مردمک چشم تو صد راز نهان است ای کاش که یک گوشه ی چشمی به منت بود در چشم تو چشما ن خلایق نگران است چشمان تو دریای عسل فام شراب است مستان تو افتاده چنان برگ خزان است باقهوه ی چشم توکسی خواب ندارد این قهوه ی ایرانی چشم تو گران است ای جذبه ی چشمان تو زیباتر از آهو افتاده به دنبال تو ماهی...
-
دیدنی است :الیاس امیرحسنی
یکشنبه 22 مهر 1403 09:50
الهی شادمان باشی همیشه مراد عاشقان باشی همیشه به هرجا می روی خوش بگذرانی چوماه آسمان باشی همیشه من اصلا نیستم اهل نمایش خدا را می کنم هردم نیایش مرا عشق تو عمق وژرفناداد توراهم می نمایم من ستایش
-
خیال انگیز: الیاس امیرحسنی
یکشنبه 22 مهر 1403 05:02
پس از این شعر من باید خیال انگیز باشد خیال انگیز یعنی سیب شعرم نه شیرین نه ملس نه ترش باشد پس از این طعم سیب شعرمن باید که طعم شیر باشد . خیال انگیز یعنی این که بارانی ببارد به رنگ سبز و آبی زرد وقرمز خیال انگیز یعنی ماه باشد توپِ بازی وخورشید و زحل مریخ وناهید و سیارات منظومه همه بازیکنانش خیال انگیز یعنی هرستاره یک...
-
صدایت :الیاس امیرحسنی
شنبه 21 مهر 1403 12:32
با صدایت می شود پرواز کرد جشن برپاکرد ودف راساز کرد می توان با هرستاره دست داد قدسیان را در فلک همراز کرد منطق الطیر الهی را گشود باکبوتر ها سخن آغاز کرد با صدایت پیر می گردد جوان می توان احساس را ابراز کرد باصدایت غنچه ها گل می شود می شود بر بلبلان هم ناز کرد باصدایت مغز گردو می خورد می توان در صحنه ها اعجاز کرد...
-
تقدیم توباد :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 19 مهر 1403 14:36
یک دسته گل سلام تقدیم توباد شیرینی این کلام تقدیم توباد شاهنشه مملکت توقیع بنمود یک کاخ پراز غلام تقدیم توباد
-
تو که آمدی :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 17 مهر 1403 09:14
توکه آمدی قلب من شاد شد به مانند یک باغ آباد شد تو که آمدی شوق من شد زیاد وروحم کبوتر شد،آزاد شد تو که آمدی خنده آمد لبم تنم شد جوان تازه داماد شد تو که آمدی در رگم جان دوید به علم نظر دیده استادشد تو که آمدی حال من خوب شد زمستان جانم چوخردادشد توکه آمدی شب چه آرام شد چه زود وسریع صبح بامداد شد توکه آمدی اخم کردی به...
-
گذر کردم از کوی تو : الیاس امیرحسنی
سهشنبه 10 مهر 1403 09:19
گذرکردم ازکوی تو سلامم بدان روی تو مرا این طرف ها کشید خم و خط ابروی تو دلم مانده در لای آن حنا رنگ گیسوی تو کجا می شوم روبرو برابر به زانوی تو به آغوشت آیاشوم میان دو بازوی تو نمی دانم آیاخورم به صبحانه نیمروی تو به الیاس اجازه دهی مشامش کشد بوی تو
-
دلتنگ توام :الیاس امیرحسنی
جمعه 6 مهر 1403 15:42
دلتنگ توام مرحمتی کن بفرست برایم سخنی ،عکس و پیامی حتی شده با حرف دروغی زمحبت ،گرم کن دل من مانند چه ؟ مانند همین جمله ی زیبا که بگویی : "دوستت دارم عزیزم "
-
صبر کردم :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 5 مهر 1403 10:13
اگر باد صبا گل را شکوفا می نماید مرا موج صدای تو شکوفا می نماید اگر عابد تمام شب عبادت می نماید دلم در خواب وبیداری شمارا می ستاید اگر بلبل برای گل ترانه می سراید دوچشمانم به درمانده که ماهم کی درآید اگر چشمان آهو در جهان زیباترینند مرا چشمان تو آهوترینند اگر میخانه باشد خانه ی رند و قلندر خم گیسوی تو کاشانه ی ما گشته...
-
دروغ: الیاس امیرحسنی
سهشنبه 3 مهر 1403 07:33
تو شهزاده ی شعر های منی تو گیسوکمند منی تو نیلوفر باغ عشق تو سیندیرلای منی تو نرگس تو مریم تویاس سفید برفی قصه های منی تو آفتابگردان دشت ودمن توساری وسوری ؛طلای منی تو پروین تو نجمه توشید توماه منی تو بانوی هفت آسمان منی چه آبی بپوشی چه نارنجی و سرمه ای چه سبز و چه زرد و چه سرخ اگر قهوه ای پوش باشی ویا که بنفش اگر...
-
پاییز :الیاس امیرحسنی
یکشنبه 1 مهر 1403 15:57
پاییز که شدمدرسه ها باز شود با نام خدا درس من آغاز شود آهای کجا رفته ای، ای لیلا جان قیس آمده با چشم تو همراز شود پاییزبهار عاشقان دارد نام برخیزم و از لبان تو گیرم کام باران بزند من وتو باهم باشیم در طول پیاده رو زنیم باهم گام بخند ای خنده ات آرامش من حضورت مایه ی آسایش من دلم خواهد که شادت بیند هر روز تویی تو لذت من...
-
لاهیجان :الیاس امیرحسنی
جمعه 30 شهریور 1403 12:39
قربان قد خمیده ات مادرجان آن گوهر اشک دیده ات مادرجان فرزند تو حالا خودش استاد شده با تربیت حمیده ات مادر جان عسگری هاتان همه پرآب باد قلبتان مملواز تاب تاب باد بچه هاتان غرق خوشبختی شوند جانتان پرخنده وشاداب باد
-
خدایا : الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 29 شهریور 1403 15:45
خدایا حال ما را خوب گردان درآستین بدان دوچوب گردان دل ما روشن از انوارخودکن پلیدان را درون جوب گردان خدایا دلبرم را شاد گردان دلش را بی غم وآباد گردان الهی دشمنان را بر فناده دل مارا زغم آزاد گردان خداوندا به خورشید غروبت به شاعرها خصوصا که فروغت به دربندان در زندان نشسته دل او شاد کن حق یعسوبت خداوندا دل مارا نسوزان...
-
گربه :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 29 شهریور 1403 08:14
در زمان کودکی بود مارا گربه ای بود کارما دو تابازی اندر برهه ای شب به روی سینه ام جا داشت او خروخر می کرد وآوا داشت او من نوازش می نمودم موی او می زدم سر هرزمان بر روی او لیک مرحوم پدر اکراه داشت گفت موی گربه سل همراه داشت تا زمانی گربه کاری بد نمود در مغازه رفته مدفوع کرده بود هم پدر هم من از او دلخور شدیم نفرت از او...
-
تبخال :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 27 شهریور 1403 09:11
لبم تبخال زد از گرمی حرفی که من دارم تمام سینه را شستم به سر برفی که من دارم نگاهت می کنم اما که لال است این زبان من چه می خوانی ازین آرامش ژرفی که من دارم تمام سال بودم غرق صرف ونحو اندامت مضارع نیست یاماضی چنین صرفی که من دارم بیا از گوشه ای رد شو فقط خود را نشانم ده تو خواهی بست طرفی راازاین طرفی که من دارم شرابم...
-
گل نیلوفر :الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 14 شهریور 1403 13:52
گل نیلوفرم زیبا چوماهی به ماهم کن نگاهی گاه گاهی نگاه تو پراز نور امید است نبینم که کشی از سینه آهی گل نیلوفرم آبی قشنگ است دل من هم مثال غنچه تنگ است خدا پشت و پناهت هرکجایی به زیر پای تو چند قلوه سنگ است گل نیلوفرم حالم خراب است تمام آرزوها چون حباب است تو در مردی زمن پیشی گرفتی خدایا عشق من اینک درآب است هزاران بار...
-
سرانجام :الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 14 شهریور 1403 04:58
سلام دلبر زیبا چطور است احوالت ؟ اگرچه تنهایم اگرچه غم دارم ولی امید هم دارم خدا بزرگ است و همیشه حل کرده مسائل ما را به چیزهای دیگر هم دگر ندارم کار دلم سرانجامی نکو می خواهد دگر بس است دیگر زیاد عمر کردیم
-
ومنتی هم نیست :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 13 شهریور 1403 17:50
سلام دلبر زیبا چطور است احوالت؟ کسی که بیشتر از هر کسی نگاهت کرد کسی که بیشتر از هرکسی خیالت کرد من هستم من عاشقت هستم منم که خیره به آن روی ماه تو هستم اگر دروغ نگویم دوازده ساعت یعنی که نصف روز حتی زمان خواب هم به فکر توهستم منم که با خیال تو در خواب می شوم وبا خیال تو بیدار ومنتی هم نیست
-
خنده :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 1 شهریور 1403 11:18
فدای خنده هایت ماه بانو منم از بنده هایت ماه بانو بخندی هرزمانی از ته دل نگیرد دنده هایت ماه بانو الهی خنده هایت پرشماره ببینم من تو را روزی دوباره بگویی عشق من را دوست داری؟ بگویم عشق تو یک شاهکاره الهی غم سراغت را نگیرد الهی دشمنت فورا بمیرد الهی خنده ات بسیارباشد در آخر یار تو دستت بگیرد خنده ات آرامش جان من است...
-
نگو:الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 31 مرداد 1403 06:07
نگو از ما گذشته نگو ساغر شکسته نگو پیریم وخسته نگو راهی است بسته نگو پیمان گسسته بگو امّیدوارم بگو دل بی قرارم بگو طاقت ندارم بگو یارب خدایا من و آن با وفا را به همدیگر رساندی ببر دیگر زدنیا اگر حالی ندادی به لب جان را رساندی نمیران ما دوتا را