کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

17 اردیبهشت جلالی امیر منصورامیرحسنی به دیار حق شتافت


 اگر غم را چو آتش دود بودی                                                                                                                                                                                                                                                                              جهان تاریک بودی جاودانه                                                                                                                                                                                                                                                                                             درگذشت مرحوم مغفور  امیر منصور امیرحسنی را به فرزندان آن مرحوم خانم دکتر سپیده ی امیرحسنی و جوان با کمال سپهر امیرحسنی ، همچنین به برادران بزرگوارایشان حاج حسن و امیر مسعو د و امیر سعید وعلی اکبروخواهر عزیزش و تمام بستگان و وابستگان آن مرحوم تسلیت عرض می نمایم .دریغ و درد که امیر منصور عزیز ،زود بارسفر بست .هرچند او خوداز این جهان به تنگ آمده بود و بیماری رمقش را گرفته بود اما فرزندان و بستگان و دوستانش آرزو داشتند که او سال های سال باشد تا از پرتو وجودش روشنایی گیرند . دریغ ودرد که او رفت و امروز یک روز بارانی بود ،هم چشم ما بارانی بود ،هم آسمان بارانی بود و می دانم که در دل خیلی ها از همشهری های ما باران بارید . خداوندا تورا سوگند می دهیم به خوبان درگاهت امیر منصور عزیز را بااولیا و صالحان و پاکان محشور فرما و بهشت ابدی نصیبش فرما و به فرزندان و همسر وفادارش و برادران بزرگوارش صبر و شکیبایی عطا فرما و اورا با رحمت واسعه ی خویش پذیرا باش. یا ارحم الراحمین 

انا لله و انا الیه راجعون
آقای مهندس امیرمنصور امیر حسنی فرزند مرحوم حاج ابراهیم دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی پیوست روحش شاد و یادش گرامی. مراسم بزرگداشت آن مرحوم روز دوشنبه مورخ 95/02/20 از ساعت 16/30 الی 18 در مسجد جامع شهرک غرب- واقع در میدان صنعت -بلوار فرحزادی -ابتدای خیابان شهید حسن سیف برگزار می باشد

یادی از مرحوم حاج شیخ علی اکبر قدیری رحمت الله علیه

تا آن جا که به یاد داریم و از بزرگان خود شنیده ایم در تاریخ رازقان ما نقش دو عالم دینی که ملبّس به لباس روحانیّت بوده اند بارز و آشکار است .یکی آیت الله شیخ علی محمد فاضل امیرحسنی و دیگری مرحوم حاج شیخ علی اکبر قدیری .

البته مرحوم شیخ اسکندر قبادی و مرحوم میرزا عبدالله امیرحسنی هم بوده اند که معمّم نبوده اند امّا سواد دینی و قرآنی اشان بسیار بالا بوده است مخصوصاًمیرزا عبدالله امیرحسنی که خط بسیار نیکو وممتازی داشته اند و مکتب داری نموده و شاگردان بسیاری تربیت نموده اند . 

الان هم رازقان ما چندین روحانی دارد که می توان گفت وارثان اینان محسوب می شوند .فرزند حمزه علی قدیری ،حاج علی قدیری روحانی بسیار باسوادی است که در حوزه و دانشگاه تدریس می نماید .که امید واریم جای خالی عموی مرحومشان را پر کنند .

دو تن از فرزندان حاج اکبر قبادی روحانی هستند که امید است جای دایی بزرگوارشان را پر کنند .

فرزند حاج مسلم قبادی نیز روحانی است که امید است جای شیخ اسکندر مرحوم را پر کند .

باید بگوییم این روحانیان عزیز همه در سایه زندگی می کنند گویا از آن چه رازقانیان بر سر مرحوم شیخ علی اکبر قدیری آوردند خبردارند و واهمه دارند که مبادا آنان نیز دچار بی وفایی ها و قدر نا شناسی ها گردند . سفارش بنده به این دوستان این است که صحنه را خالی نگذارند و برای ارشاد و تبلیغ پا به میدان گذارند و از علم و دانش و معرفت خویش دیگران مخصوصاًمردم شریف رازقان را بی بهره نگذارند .

در پایان برای حاج شیخ علی اکبر قدیری که غریبانه زیست و غریبانه مدفون شد علو درجات از خداوند بزرگ خواهانیم و امید واریم با ائمه ی طاهرین محشور گردند.

گذر عمر /الیاس امیرحسنی


زندگی چه زود می گذرد 

تا چشم باز می کنی 

بزرگ شده ای 

طولی نمی کشد 

که موهایت سفید شده اند 

و باید بمیری 

ای کاش کودکی سی سال بود 

جوانی پنجاه سال و

پیری بیست سال 

این طوری خوب می شد 

صد سال تمام

انتظار/ الیاس امیرحسنی

دوختم بر در نگاه خویش را 

تاببینم یار ماه خویش را 

اشک من با صبر من ممزوج شد 

دیده ام بخت سیاه خویش را 

تشتـت آرا!!!!/الیاس امیرحسنی


 

 

انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 94 جای تحلیل و تفسیر فراوانی دارد.

 

از رد صلاحیت ها و حسّاسیت ها که بگذریم تعدد کاندیداهای محترم طرفداران را به بد مخمصه ای انداخت . از منطقه ی خرقان 4 نفر تایید صلاحیت شدند که انتخاب برای همشهری های ما مشکل شد .

بنده خانواده ای از همشهریان خود را دیدم که پدر برای دکتر میر گلوبیات تبلیغ می کرد .پسر برای جناب آقای سعیدی و دخترش برای جناب آقای آخوندی !!حتما وقتی این خانواده کنار هم می نشستند بر سر انتخاب فرد مورد نظرشان با دیگری به بحث و جدل می پرداختند اگر نگوییم به بگو و مگو !!!

من به فرمایشات رهبرمان شما را توجه می دهم که از نفوذ استعمار مارا بر حذر داشتند و این تشتت آرا را از جریان نفوذ می دانم و می گویم دست انگلیسی ها در کاراست تا برای هیچ و پوچ در میان مردم نجیب و مهربان ما اختلاف بیاندازند .امروز بر سر انتخابات با هم اختلاف پیدا کنند و فردا بر سر خیلی چیزهای دیگر .

بیایید خیلی مواظب باشیم خیلی !!!!

همین تشتت آرا هم باعث شکست عزیز دلمان جناب آقای سعیدی شد .

پزشک و بیمار/الیاس امیرحسنی



درست است که در اجتماع ما دیگر کسی به کسی رحم نمی کند و جامعه ی ما پر از پلیدی و بدکاری و فساد شده است .درست است که دیگر نه اعتمادی مانده است ونه احترامی امّا انسان وقتی پزشکان مهربان و این فرشتگان نجات را می بیند مطمئن می شود که زمین خدا از خوبان و حبیبان خدا خالی نیست .

 

بیماری که از درد می نالد ،مجروحی که از سوزش زخم به خود می پیچد ،دردمندی که آرام و قرار ندارد با دانش و مهارت پزشکان متبحّر درمان می شود و خداوند چه صبر و آرامشی به اینان عطا نموده است . دوستی از زبان افلاطون نوشته بود : اگر در جامعه ای به پزشکان بیشتر احترام بگذارند ،جامعه ی بیماری داریم و اگر به معلمان احترام بگذارند ،جامعه ی بافرهنگی داریم . ما جامعه ی بیماری داریم اما پزشکان ما واقعاً قابل احترامند .این معنی را کسانی می فهمند که دردمند باشند و یا در خانواده ی خود دردمندی داشته باشند .

امید است روزی در این مملکت دردمندی نباشد و هرکس مطابق شان و منزلتش مورد تکریم و احترام قرار بگیرد.

پیر و جوان / الیاس امیرحسنی


وقتی نوجوان بودم گاه پیش می آمد که به پیر مرد یا پیرزنی کمک می کردم و ایشان دعا که می کرد می گفت :"الهی پیر شوی جوان".

 

همواره جوانی را بهار زندگی و پیری را فصل خزان و برگ ریزان زندگی دانسته اند ،فصلی که برف سفید پیری بر سر می نشیند و سرمای افسردگی و بیماری وجود را در بر می گیرد .

طبیعت این است که جوان پیر می شود و اگر خدا بخواهد هر انسانی این مراحل را می گذراند .این داستان را شنیده ایم که جوانی به پیری به تمسخر گفت:"پدر جان قوز کمرت را به چه قیمتی خریده ای؟و پیرمرد جهان دیده گفت :"پسرم نگران نباش روزگار به رایگان به تونیز خواهد بخشید.

باید به جوانان عزیزمان بسپاریم که همواره احترام پیران و بزرگان را نگه دارند تا آنان نیز هنگام پیری و ناتوانی عزیز باشند و گرامی.

بهترین معلّم من /الیاس امیرحسنی



 

بنده که سال های آخر عمر معلمی ام را سپری می کنم ،در عمر آموزشی خود معلمان بسیاری رادیده ام .وقتی سخن از معلم می گوییم مقصودمان بیشتر معلمان ابتدایی و دبیرستان است وگرنه استادان گرانقدر دانشگاه که دریایی از معرفت و دانشند و یادشان یاد آور عزت و عظمت و انسانیت است .
بگذریم .بنده در دوران ابتدایی و راهنمایی معلّمی جلیل القدر داشتم به نام آقای کاوه -استاد حاج ابراهیم کاوه -فکر می کنم به حج مشرّف شده باشند .ایشان با خطّ زیبای خود در مناسبات مختلف مقاله می نوشتند و مرا فرامی خواندند و نحوه ی قرائتش را آموزش می دادند و من در صبحگاه یا هنگام مراسم آن مقاله را می خواندم . انسانی صبور ،آرام ،باوقارو خوش خط و خوش کلام .
تاثیر این استاد عزیز در من تا بدان جا بود که سعی می کردم مثل ایشان لباس و کفش بپوشم ورفتار ایشان را تقلید کنم . از ایشان خاطرات فراوان دارم و در جایش ان شا ءالله خواهم نوشت .می توانم گفت با احترام به تمام معلمان دیگرم استاد ابراهیم کاوه بهترین معلم من بود .
خداوند ایشان را همواره سلامت بدارد و عزّت دنیا و آخرت بدیشان ببخشد .

فقیر و ثروتمند /الیاس امیرحسنی


 
بچّگی چه عالم شیرینی دارد .ما بچّه ی ثروتمندی نبودیم برای همین چه رویاهایی برای خودمان می ساختیم .مثلاًدر خیالمان خود را پسر یک آدمثروتمند می دیدیم سوار بر ماشین ها ی آخرین سیستم و تکیه داده برمبل های شاهانه و نشسته در کاخ رویا ،امّا حالا که به شهر آمده و زندگی این جا را دیده ایم می بینیم که آن موقع چه ثروت های زیادی داشتیم . نخستینش دلخوشی بود که صبح تا شب با دوستانمان بازی می کردیم و به دشت و صحرا می رفتیم و به باغ و چشمه و مزرعه سرمی زدیم .شب ها در نور ماه و ستارگان می گشتیم و صفا می کردیم .چه عیبی داشت اگر پیتزا نمی خوردیم .سیب زمینی کبابی ان موقع از کباب های چرب این جا خیلی خوشمزه تر بود یا سیب زمینیی که در کوره می پختیم .

 

 

درست است که آدم ثروتمند باشد و پول داشته باشد هرچه که بخواهد به دست می آورد امّا به نظر می رسد آدم هرچیز را اگر راحت و بدون زحمت به دست آورد استفاده از آن برایش لذّت نخواهد داد .

ما باید آرزو کنیم که همیشه صحیح و سالم و خوش باشیم نه این که ثروتمند و پولدار باشیم .

چندم می شوم/الیاس امیرحسنی


تو نباشی می روم گم می شوم

محو در یک خوشه گندم می شوم

وای از انا الیه راجعون

درکلاس عشق چندم می شوم