وقتی انسان شاد است و ذهن آرام تمام زشتی ها و بدی ها هم زیبا جلوه می کنند .وهرموقع ذهن ناآرام است وانسان ناشاد حتی زیبایی ها هم زشت جلوه می کنند .ومن زمانی شادم که تو عشق ومهربانی ات را از من دریغ نمی کنی .
باران سلام
ای خوش قدم
خوش آمدی بر شهر من
باران سلام
ای خوش صدا
آورده ای لطف و صفا
باران سلام
ای خوش عمل
کردی هوا را جان فزا
باران سلام
ای خوش لقا
دادی چمن هارا جلا
باران سلام
ای خوش هنر
دادی به بستان زیب وفر
باران سلام
ای خوش نسیم
هستی تو سوغات کریم
باران سلام
ای خوش سفر
غم های ما از دل ببر
داری هوای دلبری
یعنی شدی دونفری
تهران شده دوست داشتنی
زرد قناری کو کجاست ؟چشمان تو میخانه ی ما بی خبران است
رخسار تو در منظر صاحب نظران است
ای آن که نفس های تو اکسیژن دنیاست
نامت همه جا ورد لب رهگذران است
ما را به کجا می برد این عشق مقدس
خواهان توهر لحظه برایت نگران است
گر دیر شود آمدنت ای گل زیبا
شور است و قلق ،استرس منتظران است
شادی و صفا،رقص و زخود رفتن ومستی
مشمول گروهان گل وهمسفران است
دیدار تو هرگز نشود قسمت هرکس
این وصل ولقا ویژه ی صاحب بصران است
الیاس تو هم آمده ای در صف رندان
احسنت که اینجا وطن دربدران است
ای به قربان تو و خندیدنت
کاش می شد قسمت من دیدنت
حرف مفت است گرچه می گویی شما
آرزوی من بود بوسیدنت
گل یاسم گل یاسم گل یاس
قدم بگذار بر چشمان الیاس
بگو ای عاشق دیوانه ی من
توهستی کلهم الهام و احساس
زیبایی تو حرف ندارد گل من
رنگ تن تو برف ندارد گل من
مارا نکن از محبت خود محروم
بی عشق جهان صرف ندارد گل من
برگرد و به من نظر کن ای دوست
از کرده ی ما گذرکن ای دوست
مارا تو مدان از اهل سالوس
از حرف بدان حذر کن ای دوست
گرمای عشقت کم شد و
سرمای سختی خورده ام
ویروس بی مهری مرا
بدجور سوزانیده است
این نیست بار اولم
صدبار این سان مرده ام
ای کاش اصلا دکترم
کلا جوابم می نمود
می خواستم در راه عشق
یک عاشق نامی شوم
فرهاد نه مجنون نه که
یک صادق صافی شوم
سعدی چرا گولم زدی ؟
حافظ چه وصفی کرده ای ؟
عشق است سل
سرطان دل
بز بزی های قشنگ نازمن
نازنینان بلند آواز من
درخیابان بع بع و مع مع کنید
با صدای پرده های سازمن