در سکوت بره ها دیدم تورا
چشم هایت رنگ اف بی آی بود
پره های بینی ات فوق استشمام بود
موی تو زنجیر بود
قاتلان زندانی ات
یک حدیث دیگری آغاز کن
زندگی جنگیدن است
اما نه در راه کسی
تنها به فکر خویش باش
آزاد کن خود را زبند
قوخلا قیزیل گول گولوم
دانوشگونان گول گولوم
یالقوز منی بوراخما
اول منه سو گول گولوم
روزگار کودکی
شعرهای رودکی
بوی جوی مولیان
اشتران کولیان
نغمه های گیلکی
گریه های دزدکی
شعرهای شهریار
خشکناب و آن دیار
گویش کرد ولکی
گل های پیچکی
سعدی وزیبا رخان
حافظ و رسم مغان
صائب و بیت تکی
اصفهان و پولکی
ساوه و باغ انار
بهبهان میوه کنار
منطق الطیر پوپکی
شیخ صنعان اندکی
قم حرم سوهان خوب
چای و خرمای جنوب
پرچم باد بادکی
روی بام و لک لکی
آتشی قیصرفروغ
اردبیل و آش دوغ
پادشاه و دلقکی
پادگان وبرجکی
مازن وگیلان ونور
افتادیم از تو دور
میرزای کوچکی
گوش ها و سمعکی
سایه نیما فومنی
ای معین یار منی
آتشی و فندکی
چشم ها و عینکی
شالی و آب وبرنج
کاسپین لیمو نارنج
برکه ها با جلبکی
جنگل و زالزالکی
مشهد و موسی الرضا
طوس وفردوسی و ما
صبحانه سنگکی
باغ و یک آلونکی
آرام زدم گام بیایی نشد اما
گفتم که بپرسم به کجایی نشداما
رفتی به زیارت مگر ای دلبر زیبا
شد آرزویم با تو صفایی نشد اما
در کوچه به هر سو نظر انداخته بودم
بینم که کنی جلوه نمایی نشد اما
آن قدر تو زیبایی ومحوم به نگاهت
خواهم که کنی رقص وسمایی نشد اما
پاییز مگر فصل تو و عشق و وفا نیست
گویم که کنم باز ندایی نشد اما
از دیدن تو وجد نشیند به وجودم
خواهش کنم این در بگشایی نشد اما
الیاس برو کارتو تنها به تماشاست
ماهیچ نگاهی نه صدایی نشد اما
بین آهو و هما ماندم عجب
این بود حلواو آن دیگر رطب
باید امشب قشقرق برپاکنم
تاروم پیش همادرنصف شب
ما خاک نشینان در قصر حسینیم
بی باک نشینان جهت نصر حسینیم
هرچند که زخمی شدگان ره عشقیم
ازقوم به جا مانده ی در عصر حسینیم
عمری است که در کشور عشق تو مقیمیم
از طایفه ی سینه زن مصر حسینیم
دیدیم که بر روی شما آب ببستند
ازتیره ی قانون شکن حصر حسینیم
ای سوره ی خونین خدا وارث آدم
ما نیز تلاوتگر والعصر حسینیم
الیاس تو هم کرببلایی شوی آخر
از مرتبه داران در قصر حسینیم
کجایی ای سریاس ای سریاس
دوچشمم خون شدازبس ریخت الماس
به زیر آخرین دار اناری
بیا ،دنبال تو می گردد الیاس
دلی داری زشیشه ای محمد
تورا باشد چه پیشه ای محمد
نبندی دل به شادریاو لاو لاو
زنی برشیشه تیشه ای محمد
بیا درقصر ای اکرام کوهی
منم درحصر ای اکرام کوهی
اسیر دست یعقوبم برادر
بیا ده نصرای اکرام کوهی
کاش بینم آن دو چشم نازتو
یا که باجان بشنوم آوازتو
کاش دلدارم شوی دل رام تو
ای فدای نت های ساز تو
بامن اسرارخودت را فاش کن
تا شوم سر رازدار رازتو
هیچ گفتی دوستت دارم نخیر
منتظر ماندیم بر ابراز تو
هرچه را جا می گذارم تازگی
بس که مشغولم به زلف بازتو
ای پریدخت غزلهایم بگو
تا ببوسم ازلب طناز تو
داری ازمن چه تقاضایی عبث
هیچ معلوم است حس وفازتو
می کشم آخر تو راای ایلیاس
سال ها بعد نوبت پرواز تو
سانکی یوخی گورمیشم ای بالا لار
هارا گئتدی او دئماقلار گولماخلار
سونا یئتدی او شوخلوخ ائیله ماخلار
اوگونلرهانی؛ هانی او آداملار
رحمان عمی قاه قاه وروب گولردی
نجف عمی جوابینی وئرردی
اصغر عمی خوشگل کلش تیکردی
او گونلرهانی ؛ هانی او آداملار
کورسی باشوندا شب چره اولاردی
جیب لریمیز یئمیشینن دولاردی
عمی لریم اوشاقلاری دولاردی
اوگونلر هانی ؛هانی او آداملار
فامیل فامیله جانینی قویاردی
هر ایش اولسا اونون الین توتاردی
نه این که تهمت افترا ووراردی
ا و گونلر هانی ؛هانی او آداملار
قونشی نیجه قونشیا باش ووراردی
آش بیشیرنده اجاقی قوراردی
کمک ائلردی داملاری سیواردی
اوگونلر هانی ؛هانی او آداملار
اورکلرده یوخیدی کینه کودرت
بیرنفر اولمازدی توتاکی قودرت
شادلیقیدی غم اولاردی به نودرت
اوگونلر هانی ؛هانی اوآداملار
قار گلردی دام بویونداکوچادا
کفش لر آخاردی ایستردی اوچادا
یاقچی دبه لر واریدی قویمازدولار موچادا
او گونلر هانی ؛هانی او آداملار