من برایت شعر می گویم فقط
شادی ام را ازتو می جویم فقط
من چونان بذرم که در دست توام
گر بکاری ام تو می رویم فقط
طبیعت با درختانش
طبیعت با صدای آبشار و موج دریا
باصدای باد وبارانش
طبیعت با چمن ها ،سبزه ها ،گل ها وبستانش
طبیعت با هوای پاک وبا فیروزه ای سقفش
چه زیبا وقشنگ است مه جبین من
ولی تو با نفس هایت
ولی تو با قدم هایت
ولی تو با حضور و آفتابی کلاه و با لباس گل گلی و
موی افشانت
طبیعت را دو چندان کرده ای زیبا، بهارمن
تو نوروز منی
عید منی
تویی شیرینی و آجیل و سوهانم
طبیعت را تو زیبا کرده ای ای جان جانانم
خوش به حال باغ وسبزه
خوش به حال رودها
خوش به حال کوه ودره
خوش به حال سنگ ها
خوش به حال خاک و باد
خوش به حال آب و آتش
خوش به حال هرچه و هرکس
که با تو سیزده اش را در نمود.
من تو را مانند رودی پرخروش
من تورا مانند ماه
من تورا مانند یاس ونسترن
من تورا مانند صبح
من تورا مانند جنگل با درخت
من تورا مانند مادر با پدر
من تورا مانند خواهر یابرار
من تورامانند فرزند
من تورا مانندگل ها
من تورا مانند دریا
من تورا مانند خانه
من تورا مانند استاد
من تورا مانند مولا
من تورا مانند نیکان
من تورا مانند خوبی
من تورا مانند بخشش
من تورا مانند یاری
من تورا مانند یک دوست
من تورا همچون پرنده
من تورا مانند باران
من تورا مانند پاییز
من تورا مانند چایی
من تورا مانند بابا
من تورا مانند انجم
من تورا مانند خورشید
من تورا مانند میهن
من تورا مانند البرز
من تورا همچون دماوند
من تو را مانند زاگرس
من تو را همچون خداوند
دوست دارم دوست دارم دوست دارم
غم ها اگر زیاد است غمگین نباش لطفا
نه عدل نه که داداست غمگین نباش لطفا
یک روز اگر بخندی صد روز گریه داری
امروزهم که باد است غمگین نباش لطفا
یک عده ای حسودند یک عده ای بخیل اند
دنیا پراز شغاد است غمگین نباش لطفا
آدم فروش بسیار هر جا پراز ریاکار
عارف در جهاد است غمگین نباش لطفا
همچون بهار رنگین مانند گل شکفته
دل روشنای یاد است غمگین نباش لطفا
هرکس را که بینی زخمی سرنوشت است
امید هم ضماد است غمگین نباش لطفا
الیاس هم عزیزم دارد غمی چنان کوه
اما همیشه شاد است غمگین نباش لطفا
آسمان هم بغض دارد مثل من
یک بهانه تاببارد مثل من
خنده ی دنیا تمامش گریه است
خاصه وقتی دل سپارد مثل من
گل سرخ و گل سرخ وگل سرخ
بود ایام عیدت شاد وفرخ
عزیزم در شدائد کن صبوری
تسلا باد برتو ای پری رخ
مثل گل های بهاری تازه ای
عشق ما را نیست هیچ اندازه ای
از میان کوه اندوه و الم
می گشاییم عاقبت دروازه ای
عید است بیا تا که جمالت بینم
ده بوسه از آن گونه ی ماهت چینم
این ها همه آرزوی من می باشد
باشد گل لبخند لبت آیینم
بهار است ود ل آرزوی تودارد
نسیم صبا عطر وبوی تو دارد
بهار است وعیداست ونوروز
دلم میل دیدارروی تودارد
درکنار چاه آبی ناز من ؟
ماه ما یا آفتابی نازمن ؟
سال نو فرخنده بادا برشما
خوانده ای آیا کتابی نازمن؟
دست در جیبت نمودی عشق من
یک دو روزی هم نبودی عشق من
هرکجایی عید تو فرخنده باد
در کنار باغ و رودی عشق من
بیا بیا که دوباره بهار می آید
صدای بلبل عاشق زدار می آید
بهار وعید و طبیعت مبارکت باشد
شمیم و عطر خوش لاله زارمی آید
عید است بیا تا خوش وخرم باشیم
درسیر و سفر باهم و همدم باشیم
خودرا بسپاریم به نورو ز وبهار
پرخنده و سرزنده و بی غم باشیم
تبریک به تو سال نو ای دوست
پر پول شود جیب تو ای دوست
یاری برسد دست تو راسفت بگیرد
خوشبخت شوخوشبخت شو ای دوست
امسال شود سال نویی پر برکات
یعنی بتوانیم نماییم حرکات
هرکس که دارد آرزوی ثمرات
گوید به جمال ماه یارم صلوات
برخیزو بیا که نوبهار آمده است
فصل غزل ونغمه ی سار آمده است
از غنچه ی گل چنین شنیدم می گفت
جامه بدرید نسیم یار آمده است
عید آمده باید که تکانی بخوریم
پسته نه نه چای استکانی بخوریم
امسال که عید ورمضان پیش هم اند
ما روزه ی خود قطره چکانی بخوریم
یک نظر دیدن تورا مارا کفایت می کند
با شکفتن،غنچه بر بلبل عنایت می کند
برف وباران آسمان را صاف و آبی می کند
اشک عاشق از جداییها حکایت می کند
هیچ سازی مثل نی دمساز عاشق دیده ای
سوز نی از بی کسی هایش شکایت می کند
گرچه دوریم وجدا اما عزیز من بخند
خنده وشادی به دنیا هم سرایت می کند
در هرآن شهرو دیاری شادی وانصاف بود
از خردمندی آن حاکم روایت می کند
در هرآن جایی تو دیدی که فقیر است وضعیف
حاکم آن شهر از دزدان حمایت می کند
همّه فهمیدند حتی ایلیاس البته نیز
کار اوّل را رییس با درایت می کند