کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

گوزلیم ۲:الیاس امیرحسنی

بیلیرم من سنه چاتمام گوزلیم
الیمی قوینویا چاتمام گوزلیم
اما دنیانی ده وئرسینله منه
بونی بیل کی سنی ساتمام گوزلیم

گل سنه تعریف ائدیم رویامی
کی گتیردیم  باشا بوایامی
اوخودوم شاعیریمز خیامی
 اوزگیه من سنی قاتمام گوزلیم

گوره سن من سنی بیرده گوررم
یاکی یارب او یاناغدان اوپرم
سنی من مین آدام ایچره سئچرم
سن اولان هئچ موقع باتمام گوزلیم

قیش اولا قار گله ده من گلرم
هر قدر ایستی اولا من دوزرم
داش اگر یاغسادا جورون چئکرم
ایسته سن من گئجه یاتمام گوزلیم

عاشقم من سنین او گوزلریوه
سنین او جان یاشاتان سوزلریوه
هم سنین اوتلارووا کوزلریوه
یانام حتی سنی آتمام گوزلیم

حیران توام:الیاس امیرحسنی

دوچشم سوده چشم لطفعلی شد
خودت دیدی که غم ها منجلی شد
بود مارا یقین برقدرت عشق
همین شد ذکر ما هم یاعلی شد


ای گل زیبا که حیران توام

من مطیع امر وفرمان توام
جمله گل های جهان فهمیده اند
عاشق روی تو قربان توام


گل یاس و گل یاس و گل یاس
تویی تنها گل زیبای الیاس
اگر خواهی که اورا شاد سازی
به سویش کن روانه بوس و احساس



ایران :الیاس امیرحسنی

پیروزی ات آرزوی ما می باشد 

بهروزی ات آبروی ما می باشد 

ای مام وطن قبله ی من ایرانم

زردوزی ات آز خوی ما می باشد


آز خو : خوی طمع 

برف آمد :الیاس امیرحسنی

فریاد بزن فریاد برف آمد و برف آمد
آمد زخدا امداد برف آمد وبرف آمد
برفی چه شگرف آمد آرامش صرف آمد
مردم همگی دلشاد برف آمد وبرف آمد

اتمسفر سرد آمد برف آمد وبرف آمد
سرما به نبردآمد برف آمد وبرف آمد
مغرب به شنگرف است گردون به حرف آمد
آزمون گر مرد آمد بر ف آمد و برف آمد

تن پوش دماوندی برف آمد وبرف آمد
برقامت الوند ی برف آمد وبرف آمد
رقصان شوو شادی کن برف آمد وژرف آمد
الطاف خداوندی برف آمد وبرف آمد

هر جا نظر اندازی برف آمد وبرف آمد
رو برسر سُر بازی برف آمد وبرف آمد
برهمدگر اندازید بابرف سراسازید
گویم به شما رازی برف آمد وبرف آمد

شادی کن وشادی کن برف آمد وبرف آمد
تصمیم ارادی کن برف آمد وبرف آمد
بابرف نماشادی این باعث آبادی
پرواز به بادی کن برف آمد وبرف آمد


شد پاره لحاف آبی برف آمد وبرف آمد
پنبه تشک خوابی برف آمد وبرف آمد
به به چه هوا پاکی برف آمد وبرف آمد
پارو بخورد تابی برف آمد وبرف آمد

بسوزان : الیاس امیرحسنی


غروب است و هوا بسیار سرداست
دلم با ذهن و عقلم در نبرد است
نمی دانستم این سان زجر دارد
که عشق وزندگی هم پرزدرداست

غروب است و بگیرم که بخوابم
که افکار بدم داده عذابم
تو پیش یاری وسرمست عشقی
من بیچاره سرگرم کتابم

زلفی چو گل بنفشه داری
درباغ هنر تو پیشه داری
هرگز نکند تو را فراموش
جادر دل ما همیشه داری

آسمان صاف و چو رویا
برف باریده به صحرا
گرچه ما دوریم از آنجا
هست زیبا هست زیبا هست زیبا


صفای آسمان دارد دل ما

وراه کهکشان دارد دل ما
کبوترهای این دل هم شمایید
برایت آشیان دارد دل ما



کبوتر با کبوتر باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
من اما بلبلی هستم که خوانم
برای کفتران خویش آواز


دو کلمه هم سخن گویم با برف
بگویم با تو ای برف این سخن حرف
خوشا بر حالت ای برف سفیدم
که باتو می کند آن یار وقت صرف



قارگلدی :الیاس امیرحسنی

قار گلدی و قار گلدی
اوش دورد کورک بار گلدی
داغلار گلین اولدولار
دئسن بیزه یارگلدی

قارگلدی و قار گلدی
آلما گلدی نارگلدی
دورنالارتاپولدولار
نغمه گلدی تار گلدی

قار گلدی وقار گلدی
سیل غمی آپار گلدی
ککلیک لر سایلادولار
چوخ بئله آجارگلدی

قار گلدی و قار گلدی
چولدن داوارلار گلدی
خوروس لار بانلادولار
او کی نار ساتار گلدی

قار گلدی و قار گلدی
آردوندان باهار گلدی
کولی لر اوینا دولار
سیرچه گلدی سارگلدی

قارگلدی وقار گلدی
قارتوپی آتار گلدی
قوردلار دا اولادولار
گویه باخانلار گلدی

داغلار ۵:الیاس امیرحسنی

 داغلارداغلارآی داغلار
اگیلین
تا یاریمی من گوروم
 داغلار  داغلار آی داغلار
یول ورین 
تا یاروم بیزه گلسون
 داغلار داغلارآی داغلار
بیرطرفه دوزولون
تا یاروم منی گورسون
داغلار داغلارآی داغلار
یول آچون
تایاروم یوزو گولسون
داغلار داغلار آی داغلار
بیرطرفه چکیلین
تایارون اوزون اوپوم
داغلار داغلار آی داغلار
بیرکم ایراقه گئدین
تا ال سالوم قوینونا
داغلار داغلار آی داغلار
بیر کم اویانادورین
تا قوجاقوما آلوم
داغلار داغلار آی داغلار
ییخیلیب و توکولون
تا یاریمی قاچوروم

خوشبو چون یاسی مرا :الیاس امیرحسنی

صبحی وآغازی مرا
الهام آوازی مرا
سرچشمه ی شعر منی
تونغمه ی سازی مرا


شاهین من بازی مرا
شیرین من نازی مرا
در لحظه های سرخوشی
موسیقی جازی مرا


پرهای پروازی مرا
باران همرازی مرا
درقبض های مشکلم
لبخند دل وازی مرا

سالاد شیرازی مرا
خودمحرم رازی مرا
با تو شکوفا می شوم
خراز و بزازی مرا


شیرین تر از جانی مرا
محبوب عرفانی مرا
ای نیک رو ای ماه رو
دارو و درمانی مرا

هم باغ وبستانی مرا
هم نورایمانی مرا
توپادشاه قلب من
یعنی که سلطانی مرا

خوشبو چون یاسی مرا
دریای احساسی مرا
هرکس دیدم گفته است
تو یار الیاسی مرا

سرنگ: الیاس امیرحسنی


خوشا برف و خوشا کوه و خوشاتو
خوشا یار و هوا بشکوه  و خوشا تو
خوشا گرمای دست یار همراه
ودر راهی برف انبوه وخوشاتو


بنفشه پوش من رفتی ولایت؟
هوایت شد عوض داری رضایت؟
چه کیفی دارد آن کوه و در و دشت
تورا من دوست دارم بی نهایت


یک ماه شارژم می کنی با یک کلامت

 لبخند تو دارد برایم خوش علامت 

هرجا تورا دیدم که دستم را گرفتی

 ماهردو یک آدم شدیم جانت سلامت


آتش عشقت مرا سوزاند ورفت
از حسادت در غمم جوشاند ورفت
گر به زیر کوه هم دفنم کنید
اشتیاقم کوه را رقصاند ورفت

 

به چشم وگوش وابرویت قسم یار

به دست و پا و بازویت قسم یار
تو را با جان ودل من دوست دارم
به لب ها و به گیسویت قسم یار



بنفشه پوش من قربان نامت

فدای هرپیام و هرکلامت
مرا جان دگر بخشیده ای باز
فقط با کلمه ای با یک سلامت


به یاس وزنبق و ارکیده سوگند
به اشکی که به رخ خشکیده سوگند
تورا من دوست دارم تاقیامت
به قلبی با هوس جنگیده سوگند


نگاه تو مجازی هم قشنگ است

واین پیراهنت که سبز رنگ است
شدم آرام ورام و بی صدامن
توگویی خنده ات مثل سرنگ است


پیراهن سبز تو چه دارد دلبر
کاینگونه به قلب من گوارد دلبر
وقتی که تو این پیرهنت می پوشی
خواهد بدنم که پردر آرد دلبر



چنان از عشق تو سرشارم ای دوست
تو گویی حجره ی بازارم ای دوست
تو را نفروشم ار دنیا دهندم
تویی قلبم تویی جانم تویی افکارم ای دوست


اگر کل جهان بامن شود بد
کند راه مرا برعشق من سد
من از عشقم نخواهم دست برداشت
به الله و خداو رب سرمد


مرا با آن نگاهت گرم کردی
چونان مومی دلم را نرم کردی
بدان موهای زیبای حنایی
مبرّایم دگر از شرم کردی


من اگر تورا نبینم
بخدا که دل غمینم
شدی عادت نگاهم
به ره تو در کمینم
تو مهی به آسمانم
نگهی که در زمینم
تویی آن گل بهارم
که نخواستم بچینم
تویی آن قشنگ ونازم
که به راه تو نشینم
تویی آن عزیز وخوبم
که به منتت رهینم
تویی آفتاب ومهرم
که به لطف توعجینم
شده ای توعشق پاکم
توگلی ومن حزینم
تو سرشت وسرنوشتم
که نوشته بر جبینم
نه تردد و نه شکم
به تو باور و یقینم
نه بزرگ ونه حقیرم
به خدا همین همینم
به مودت و به انسم
به خدا که اولینم
به عمل ولی عزیزم
چه کنم که آخرینم
بود آرزوی قلبم
که ببوسی آتشینم
تویی انتظار عمرم
که تورا کجا ببینم


شیدا شدم شیدا
چون تو شدی پیدا
رسوا شدم رسوا
کردی توام اقوا
تنها شدم تنها
کردی مرا منها
دریا شدم دریا
با آب استغنا
عنقا شدم عنقا
در کوه ودر صحرا
دانا شدم دانا
با علم وبا معنا
دیشب کجا بودی
بودم به جابلقا
امشب کجاهستی
امشب به جابلسا
احیا شدم احیا
باعشق آن زیبا
درنا شدم درنا
یا علم الاسما

طالس:الیاس امیرحسنی

ای چشم تو زیبا به مثال گل نرگس
موهای تو رنگین شده مانند زرو مس
ای دست تو بخشنده چونان حاتم طایی
ای قلب تو دارای دل انگیزترین حس
ای یاد تو بهر دل تنگ ودل غمگین
زیباترین یاد وگرامی کس ومونس
پایت به روش فرز چو خرامیدن آهو
رفتی تو مگر در شکم ماهی یونس
توپادشه مملکت حسن و جمالی
ماییم به درگاه تو مستضعف ومفلس
پیدا شو بیا چشم جهانی به تو روشن
ای ماه رخت زینت هر محفل ومجلس
مشکل شده حل کردن این مساله مارا
الیاس مگر حل کند این مساله طالس