ای شادی روزگار کودک بودن
ای خنده ی دلنشین کوچک بودن
برگرد و دوباره برگردان مارا
دلخوش به همان صدای سوتک بودن
نگاهت چون نگاه منتظرهاست
دلت همچون دل صاحب نظرهاست
نظر کن بر دل ماهم نظرکن
که الیاس تو هم از خوش نظر هاست
بخند آری آری که خنده خوش است
دل و جانی همچون پرنده خوش است
تو را دوست دارم که خوش خنده ای
نسیمی زکویت وزنده خوش است
گل زرد و گل زرد وگل زرد
بودلبخند تو درمان هردرد
مرا زیبایی موی و نگاهت
رفیق شعر های شاعران کرد
بخند آرام جانم خنده سرکن
تمام خستگی ها را به درکن
دوباره سال نو درراه باشد
مرا از حال واحوالت خبرکن
در میان یاس ها دیدم تورا
همچنان الماس ها دیدم تورا
گفت الیاس ای خدایا شکر تو
با چسان احساس ها دیدم تورا
برف می بارد و من حال خوشی را دارم
برف می بارد ومن شکر خدا می گویم
برف می بارد ومن عشق تو دردل دارم
برف می بارد ومن ذکر تورا می گویم
برف می بارد ومن شوق فراوان دارم
برف می بارد ومن شعر تورا می گویم
برف می بارد ومن باور و ایمان دارم
برف می بارد و من مهر تو را می گویم
برف می بارد و من ذوق نمایان دارم
برف می بارد ومن خیر تورا می گویم
برف می بارد و من جاری وجریان دارم
برف می بارد ومن شکر تورا می گویم
برف باریدن چه لذت می دهد به به
زیر بارش در خیابان راه رفتن هم
چه لذت می دهد به به
می روم امروز هرچند خسته و غمگین
لیک دارم زیر لب صدحمد
حمد گفتن هم چه لذت می دهد به به
ای خدا جان باز گردان روزگار نعمت و شادی به ما مردم
شادی و آزادی و برف باریدن چه لذت می دهد به به
نگاهت چون نگاه منتظرهاست
دلت همچون دل صاحب نظرهاستای نگهم بر نگهت مشتغل
عشق تو در سینه ی من مشتعلفدای نقشه ی اسلیمی ات من
فدای پند های تعلیمی ات منالهی زائر قبرم توباشی
برشیرین این صبرم توباشی
نمی خواهم کسی را من بجز تو
وباران خوش ابرم تو باشی
چشم تو قلب مرا تسخیر کرد
در گلویم لقمه ی تو گیر کرد
تا نگاهم برنگاهت اوفتاد
در کواکب بر زحل تاثیر کرد
تو شدی خورشید من گشتم زمین
روشنانم با تو را تقدیر کرد
خوش بتاب ای آفتاب زندگی
برگ ها را نور تو تفسیر کرد
ای زحل زیبای رویا ی زمین
مشتری خواب مرا تعبیر کرد
تشنگی ها زخم ها و مرگ ها
روح غمگین مرا هم سیر کرد
گرچه الیاست به آرامش رسید
لیکن اندوه تو اورا پیر کرد
تو که زیباترین ماه جهانی
مرا بر اوج عشقم می رسانی
همین که برلب خود خنده داری
شبیه آفتاب آسمانی
الهی آسمانت با صفا باد
دلت مملو از عشق و وفا بادتو را مانند یک گل دوست دارم
شبیه یاس وسنبل دوست دارم
تو با گلهای خود خوش باش زیرا
تو را مانند بلبل دوست دارم
قسم بر باد وباران وزمستان
که عشقت کرده مارا هم زمستان
چنان در توفنا گشتیم عزیزم
کجاهستیم؟ایران ارمنستان ؟
مرا با عشق خوبان آفریدند
حبیب پاک رویان آفریدند
شب تقسیم عشق و عقل و دانش
پراز عشق نکویان آفریدند
کجایی نیست پیدایت عزیزم
نمی بینم هویدایت عزیزم
الهی که سرت گرم هنرباد
منم شیدای شیدایت عزیزم
نمی دانم که در قشمی ویا کیش
به هرجایی بود خیر از شما پیشدل دریایی ات را دوست دارم
سر سودایی ات را دوست دارم
کسی این روزها اهل وفا نیست
تم شیدایی ات را دوست دارم
دل تو مثل دریایی بزرگ است
وجودت آسمانی وسترگ است
خدایت حفظ فرماید عزیزم
تو زیبایی ودنیا پرزگرگ است
الهی نازنینم شادباشد
زغم های جهان آزاد باشد
به هرکاری که او مشغول باشد
مرا هم در دل او یاد باشد
هرکه راتو دوست داری
من هم دوست دارم
هرچه را تو دوست داری
من هم دوست دارم
چون فقط تنها تو را
من دوست دارم
تو را خواهم که در برگیرم ای دوست
بلندت کرده بر سر گیرم ای دوست
بچرخانم بچرخانم در آخر
وگاز از لپ دلبرگیرم ای دوست
به هرجاباشی ای گل یارمایی
رفیق ومونس ودلدارمایی
ندارددوری ات درعشق تاثیر
تورازوسکرت واسرارمایی