کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

حسودی:الیاس امیرحسنی



 سرم گر درد دارد می شود خوب
 دلم گر درد داردمی شود خوب
خدایا می شود این را بپرسم
که جانم درد دارد می شود خوب؟

کجا با یک اشاره می روی عشق
کجا داری دوباره می روی عشق؟
سلام من رسان بر هرکه دیدی
به شهر پرستاره می روی عشق

اگر بخواهم :الیاس امیرحسنی

اگر بخواهم

اگر بخواهم می توانم
برای تک تک اعضای بدنت شعر بگویم
حتی برای تک تک تارهای مویت
اما مگر شعر جای تو را می گیرد

اگر بخواهم می توانم
برای تک تک گل های پیراهنت شعر بگویم
حتی برای دگمه و زیپ لباست
اما مگر شعر جای تو را می گیرد

اگر بخواهم می توانم
برای صدایت،برای نگاهت، برای لبانت
شعر بگویم
اما مگر شعر جای تو را می گیرد

اگر بخواهم می توانم
روزی هزار رکعت نماز عشق بخوانم
اما مگر نمازجای تو را می گیرد

هیچ چیزی جای تو را نمی گیرد
شعر جای تو را نمی گیرد
نماز جای تو را نمی گیرد
هیچ شخصی جای تو را نمی گیرد
حتی خدا جای تو را نمی گیرد

ببوسد تورا :الیاس امیرحسنی

دلم دوست دارد ببیند تورا
در آغوش گیرد ببوید تورا
تو خود را کنی لوس و او
ببوسد ببوسد ببوسد تورا


دوزلفت بوی وعطر یاس دارد
وقلبت عکسی از الیاس دارد
نگاهت گرم و گیرا و قشنگ است
نگاهت جذبه ی الماس دارد


در میان پنجره گل دیده ام
بارها از شادی ام خندیده ام
ای گل زیبا سلامم برتو باد
من همیشه دورتوگردیده ام


پنجره امید برمن می دهد
روشنای دید بر من می دهد
بالاخص تو هم در آن پیدا شوی
گرمی خورشید بر من می دهد




آی قارا گوزلو(ای سیاه چشم):الیاس امیرحسنی

آی قارا گوزلو

آی قارا گوزلو قادان آلام سنین
گل گوروم او گوزلرینی اول یاخین
ووردی منی ییخدی او گوزلر جانوم
ایندی منیم بارلوقوم اولدی چتین
ترجمه
ای سیاه چشم دردت به جانم
بیا نزدیک تا چشمت را ببینم
چشمانت مرا زد و به زمین انداخت ای جانم
دیگر بهبودی من کاری سخت شد

آی قارا گوزلو هارادان گلمیشن
کیملری بو گوزلرینن ییخمیشن
آی قاراگوزلو مارالوم چیخ گینن
کیملری سن عشق اوتونا یاخمیشن
ترجمه
ای سیاه چشم از کجا آمده ای
چه کسانی را با این چشم ها درانداخته ای
ای سیاه چشم آهوی من دربیا
چه کسانی را به آتش عشقت سوزانده ای

آی قارا گوزلو شیکار ائتدین منی
او گوزلرینده خمار ائتدین منی
چالخالادون مست و خراب ایله دین
عشقین اوتوندا یانار ائتدین منی
ترجمه
ای سیاه چشم مرا صید خودت کردی
با چشم هایت مرا خمار کردی
به همم ریختی و مست و خرابم کردی
با آتش عشقت به آتشم کشیدی

آی قاراگوزگوزلریوه قوربانام
او گوزلرین گیله سینه قوربانام
گل منی ده سالگینان او یانیوه
کیرپیگیوه قاشلاریوه قوربانام
ترجمه
ای سیاه چشم قربان چشمان تو گردم
قربان مردمک چشم هایت شوم
بیا مرا هم در کنار خود بگیر
قربان مژگان و ابروی تو گردم

آی قارا گوزلو نه دئییم الیندن
او قاشلارون خنجر کیمین خمیندن
دوداقلاروندا قیرمیزی عسل وار
وای نه لییم زلفون خم و چمیندن
ترجمه
ای سیاه چشم از دست تو چه بگویم
از خم ابروی خنجر مانند تو چه بگویم
در لب هایت عسلی به رنگ قرمز هست
ازدست خم و چم زلف تو چه کنم

آی قار گوزلو گوزلریم آغلیری
یاشلارونان بو یولاری باغلیری
گئتمه گینن قال اول منیم قوناقوم
گئدیش لرین بو جیگریم داغلیری
ترجمه
ای سیاه چشم چشم های من اشک می ریزند
با اشکهایش این راه را می بندد
نرو بمان و مهمان من شو
آن رفتن تو بر جگرم داغ می زند

آی قارا گوزلو سنه من حیرانام
سن مارال اول منده سنه جیرانام
گل سن ومن چیخک گئدک داغلارا
گور نیجه من خدمتینده فیرلانام

ترجمه
ای سیاه چشم درتو من حیرانم
تو مارال شو من هم جیران تو می شوم
بیا تو ومن برویم ودر کوه ها بمانیم
ببین چطور در خدمتت این طرف و آن طرف می چرخم

آی قارا گوزلو قادان آلام سنین
یولوندایام ایله میشم من کمین
اگر کی اوپسم او قارا گوزلرین
اولماقا جن هئچ داها المام غمین
ترجمه
ای سیاه چشم دردت به جانم
درراه توام و کمین کرده ام
اگر آن چشم های سیاهت را ببوسم
تاهنگام مرگم هیچ موقع غمگین نمی شوم

آی قار گوزلو نه قدر گوزل سن
هارالوسن بئله شیرین عسل سن
آدون ندیر گوللره اوخشوران سن
گل قوجاقه عشقه ائله عمل سن
ترجمه
ای چشم سیاه چه قدر تو زیبا هستی
کجایی هستی که این قدر شیرین عسلی
اسمت چیست که شبیه گل هایی
بیا در آغوشم و به عشق عمل کن

آی قارا گوزلو قاراگوزلو قارا
ایله دی گوزلرین منی آوارا
عشقه دوشن بیلرمنیم حالیمی
گئتمم  داها هئچ موقع او رازقانا
ترجمه
ای سیاه چشم سیاه چشم سیاه چشم
چشم های تو مرا آواره کرد
کسی که به عشق افتاده باشد حال مرا می فهمد
دیگر هیچ موقع به رازقان نمی روم




رفتیم شتر سواری :الیاس امیرحسنی

رفتیم شتر سواری
بایک گل بهاری

شتر چی داشت
کجاوه
کجاوه ای که دورش
منگوله  و نواره

کجاوه که
کج می شد
شتر با من
لج می شد

گفتم آهای شتر جون
می بینی هستم حیرون
یه کاری کن شاد بشیم
از غمش آزاد بشیم
تا اینو از من شنید

هی دهنش را کج کرد
با من دوباره لج کرد

بااون گل بهاری
هی گفتیم و خندیدیم
رفتیم شتر سواری
کمی اونجا چرخیدیم

ای گل من
تو شادباش
به فکر عافیت باش
پاشو بکن یه کاری
چه قد می خوای بخوابی


من که اورا دوست دارم :الیاس امیرحسنی

گاه با خود می زنم حرف
دوستم او ندارد
بعد می گویم چنین نیست
گر چنین بود
او نمی آمد
نمی ماند
شعرهایم را نمی خواند
تا ابد هم گر نگوید
هیچ اشکالی ندارد
من که اورا دوست دارم

من آن خیرم :الیاس امیرحسنی

تو را مانند باران دوست دارم
تو را آسان آسان دوست دارم
برایم معنی زیبای عشقی
چوگلهای گلستان دوست دارم
تو نور روشنی بخش شب من
توراچون ماه تابان دوست دارم
تو زیبایی تو جذابی تو خاصی
تو را مثل زمستان دوست دارم
نگاهت می کند مست آدمی را
چوآبی در بیابان دوست دارم
من آن خیرم که شرم کور کرده
تو را ای دختر خان دوست دارم
بگو الیاس تا باور نمایم
تو را ای مونس جان دوست دارم

با تو نبودم :الیاس امیرحسنی


اگر گفتم برو با تو نبودم
برای بی وفایان گفته بودم
همانان که مرا یک سکه ی پول
به نزد تو نمودندم سرودم


غروب جمعه دلگیره خدایا
دلم با عشق درگیره خدایا
دگر پنجاه هم ردشد خدایا
دگر دیره دگر دیره خدایا

سبحان ربی اعلی:الیاس امیرحسنی

امروز در نمازم
باز آمدی به یادم
ای مانده در خیالم
کی می رسی به دادم

بادا به تو سلامم
زیبا گل  کلامم
خواهی دهی جوابم
ای پاک ای زلالم

گفتم که بی وفا یی
یا اهل ماجرا یی
داری شاید عذری
یادر پی جفا یی

قاطی شد حمد وسوره
شد شیره آبغوره
سبحان ربی اعلی
نخ نیست در ماسوره

نمامی ام نمودند؟
آن ناکسان که بودند؟
فکرم به صد کجا رفت
خواب مرا ربودند

 کردم مگر که خامی
خوردم مگر  که جامی
من خود شد م دگر پیر
نگرفته از تو کامی

دادم به تو سلامی
پاسخ ده با پیامی
حتی بگو به من که
گم شو با کلامی





ای گل زیبا :الیاس امیرحسنی


ای گل زیبا مراهم یاد کن
با دعایت این دلم آباد کن
من اسیر روی زیبای توام
خنده ای کن بنده را آزاد کن

ای گل زیبا نماپالایشم
از غم ودردم نما آلایشم
رفتی وبرهم زدی آسایشم
بازگرد و می نماآرایشم