کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی
کانون ادبی امیر

کانون ادبی امیر

اشعار و مطالب الیاس امیرحسنی

مادر ۴:الیاس امیرحسنی

مادر ای دریای لطف ومرحمت
آسمانی مهر وعشق و معدلت
مادر ای امید روز عید من
شادباشی و همیشه در صحت


عید امسالتان مبارک باد :الیاس امیرحسنی



با سلام وادب به استادان
آن بزرگان و آن هنرمندان
دور باد از حریم دفترتان
نامبارک قدوم شیادان

عید امسالتان مبارک باد
دلتان مملو از بهارک باد
دوست دارم همیشه خوش باشید
سفر عید تان چنارک باد

ای کسانی که آشنای منید
از گرانمایگان عمر منید
پرتو نورتان درخشان است
مهربان دوستان و یار منید

کاش ظلم وستم شود نابود
بازگردیم به آنچه قبلا بود

..............................

به امید  حضرت  معبود

جان من عیدت مبارک:الیاس امیرحسنی


آسمان با ابرهایش
کاج هم با برگ هایش
بلبلی با نغمه هایش
هر گلی با رنگ هایش
کفتری با بال هایش
وان ستاره با نگاهش
ماه  را با ماهتابش
آفتاب و نورهایش
کوه با آن صخره هایش
دشت با آن آهوانش
رودهم با آب هایش
دریا و موج هایش

را  گواه خود گرفتم
تا در این اوقات زیبا
لحظه های پاک نجوا
تا به گوش تو رسانم
دوست دارم من شما را
سال نو بر تو مبارک
شاد باشی
راد باشی
در جهان آزاد باشی
آن وجود نازنینت
باشد همواره سلامت
جان من عیدت مبارک.

ای باران :الیاس امیرحسنی

ای رحمت حق حیات انسان باران
ای نعمت رب نجات حیوان باران
ای شربت عذب هر درختی باران
ای نوش گوارای گیاهان باران
ای پاکی و  شادی و طراوت درگل
ای منشا رشد لاله زاران باران
ای سبزی کوه وباغ و دشت وجنگل
ای موجب مایوسی شیطان باران
ای مایه ی شادی پرنده ،گنجشک
ای مائده ی خدای سبحان باران
ای گریه ی چشم آسمان عاشق
ای لذت جان و مثل رضوان باران
ای روشنی چشم ودل این الیاس
ای کشف وشهود و شوق عرفان باران

دلبر :الیاس امیرحسنی


ای خدای بزرگ و بی همتا
مهربان  کن تمام دل ها را
یارب این روزهای آخر سال
شادمان کن تو دلبر مارا


بیا بیا باران:الیاس امیر حسنی


بیابیا باران 

که خوب می آیی

به شرق و غرب و

هم جنوب می آیی

بیابیا باران

که خوب می آیی 

برای شادی در 

قلوب می آیی

 

بیا بیا باران 

شدید می آیی

بیا بیا باران 

مدید می آیی 

بیا بیا باران 

چه خوب می آیی

برای دورانی 

جدید می آیی

 

بیا بیا باران 

لطیف می آیی

برای شمشاد 

نحیف می آیی

بیا بیا باران

که خوب می آیی

برای ایران 

شریف می آیی

 

بیا بیا باران

عزیز می آیی

گهی به رگبار و

تمیز می آیی

بیا بیا باران 

که خوب می آیی 

و گاه هم دیدم

که تیز می آیی

 

بیا بیا باران 

که شاد می آیی 

بیا بیا باران

برای داد می آیی

بیا بیا باران 

که خوب می آیی

برای تذکار ی

به یاد می آیی

نامت بلند :الیاس امیرحسنی

نامت بلند فرزند
سوزم سپندفرزند
ما را نمودی آزاد
از هرچه بند فرزند


یارم به مشهد می رود :الیاس امیرحسنی

یارم به مشهد می رود خوشحال و شادان
یارم به مشهد می رود من مانده داغان
من می کنم بر شور و شوق او حسادت
یک چشم من خندان ویک چشمم چه گریان
پشت مسافر گریه کردن عیب دارد
من مانده ام در کار این دنیا چه حیران
یارم به مشهد می رود پابوس آقا
یا ضامن آهو رضا هستم پریشان
آقا به او هرچیز می خواهد عطا کن
اما نکن از عشق من اورا پشیمان
آقا مرا هم مدتی مهمان خود کن
آسان بود این کار در نزد کریمان
الیاس می گوید که عاشق بر تو هستم
ای حضرت معشوق ای یار ضعیفان
دلبر چو آمد قلب اورا با صفا کن
رنجیده از من این گل زیبای ایران

کجا می روی ؟:الیاس امیرحسنی


ای دل ودلدار کجامی روی؟
ای تو مرا یار کجا می روی؟
شهد لبت داروی جان پروراست
داروی بیمار کجا می روی؟
داری اگر قصد تفرج کنون
بی من بی کار کجا می روی؟
برسخنت دارم عجیب اشتیاق
هست  مگر عار؟کجا می روی؟
ای تو شب تار مرا روشنی
ای مه عیار کجا می روی؟
بوی تو پیچیده در این کوچه ها
ای گل بی خار کجا می روی
دیدم واین جان من آتش گرفت
شعله به رخسار کجا می روی؟
عشق تو الیاس که مجنون نمود
فتنه ی بیدار کجا می روی ؟

رفتم :الیاس امیرحسنی

حالا که دوری می کنی
من هم وداعت می کنم
اما اگر پرسیدنت؟
اصلا نگو شد بی وفا
حرف رقیبان را بگو
گو :
روحش آرامش نداشت
افسرده و دیوانه بود
ایمان او کامل نبود
عاقل نبود
او اهل این دنیا نبود
اما نگو شد بی وفا
جایی که سگ دارد وفا
کمتر زسگ باشم اگر
با تونمایم من جفا
رفتم حلالم کن اگر
بسیار عذابت داده ام
رفتم حلالم کن اگر
در پیش پا افتاده ام
رفتم حلالم کن اگر
چون ساده لوحان ساده ام
رفتم خداحافظ پری
رفتم دگر یادم نکن
رفتم فراموشم نما
رفتم تو هم آسوده باش
در زندگانی کن تلاش
دارم برایت صد دعا
باشی سلامت در رفاه
گیرد خدایت در پناه
رفتم خدا حافظ دلا
رفتم خدا حافظ گلا