دیدم که تو پیدا شده ای احسنتم
با عشق ،تو یکتا شده ای احسنتم
هر چند نگفتی نگهت می گوید
دیگر تو خود ما شده ای احسنتم
آهوی قشنگ من کجایی
دلتنگ توام چه بی وفایی
سرگرم چرا نمی کنی باز
مارا به نگاه با صفایی
جنگ است میان کوی وبرزن
حق داری اگر دگر نیایی
دیدی که چه سان پدر در آورد
فریاد بلند آریایی
برخیز و بیا عزیز جانم
باهم بخوریم نقل وچایی
زنگی بزن و بپرس حالی
از خویش خودت عمو و دایی
الیاس بیا درانتظارم
ای آنکه به دردم آشنایی
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی | هوای شهر ما غمگینِ غمگین مصیبت های ما سنگینِ سنگین الا ای آن که هستی مست قدرت حیا کن کار تو ننگینِ ننگین | |||||
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی | خندیدن تو مزه ی خوبی دارد شرینی آبنبات چوبی دارد بایدچه کنم که توبخندی گل من شادیِّ تو گرمای جنوبی دارد | |||||
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی | دی آمد و سبزه وچمن زار گریست یاس و گل نرگس و سمن زار گریست سرما به گلستان وطن یورش کرد ابر آمد و بر دشت و دمن زار گریست | |||||
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی | برف آمد وشد عروس ایران عزیز گردید هوا خوب و خوش وپاک و تمیز یارب وطن از شر شیاطین برهان دائم سرما، برف بریز برف بریز برف آمد و بر روی دماوند نشست سرمای هوا کاسه ی مارا بشکست هرچند که دل های همه یخ بسته پرکن قدح اهالی باده پرست | |||||
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی آخرین اشعار ناب الیاس امیرحسنی | چه قدر آشنا می زند این با نگاهش صدا می زنداین دکترای غزل گمان ،دارد به رفیق خدا می زنداین درخیابان کبک های خوشخوان چه نوایی بجامی زند این می رساند مرا به باغ امید باز باران ندا می زند این کوچه ها پشت بام ها درها طبل و سنج دعا می زند این برف می بارد آسمان به به چکمه ام را به پا می زند این با نوا وسرود آزادی ایلیا نوربالا می زند این | |||||
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی | دلم خواهد بیایم با توکافه چه شانسی ای خدایم باتو کافه بخندی وبگویی قهوه قهوه بپرسندم کجایم باتو کافه | |||||
دفاتر شعر الیاس امیرحسنی | دادی به یکی نعمت بسیار خدایا ما لیک شدیم میثم تمار خدایا کاری به عدالتت نداریم اما انگارنه انگار نه انگار خدایا | |||||