-
چای :الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 23 شهریور 1401 10:24
دلم خواهد که چایت را بنوشد رخ و چشم و هوایت را بنوشد نمی دانم که آیا می شود که دلم روزی لقایت را بنوشد طواف دور گل ها می نمایم نگاه آب وگل ها می نمایم بیا تا در میان قصه باشیم بیان درد دل ها می نمایم
-
کفش بنفش:الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 17 شهریور 1401 02:22
نگاهی مست و شور انگیز داری دودستی پاک و مهر انگیز داری لبت لعل و رخت ماه وخودت شاه دوزلفانی چه شعر انگیز داری
-
قربان چشم تو :الیاس امیرحسنی
یکشنبه 13 شهریور 1401 08:00
قربان چشم تو چشمت چه دیدنی است چشمت مرا کشید افسون چشم تو جادوگر من است اصلا نرو همیشه بمان در کنار من
-
خنده ات : الیاس امیرحسنی
جمعه 11 شهریور 1401 09:30
گر خطا کردم خطاهارا ببخش گر غلط گفتم غلط ها را ببخش من همه آمال و امیدم تویی گر سقط کردم سقط ها را ببخش خنده ات آغوش دل را می درد شاعر دیوانه ات را تا کجاها می برد تا نمردم از دلم بیرون نرو گرچه باشم بیخرد یا کم خرد برمن نکن اعتماد عزیزم دیوانه ی عقل وجان ستیزم اما که به دور هم نیانداز بگذار که کم کمک بسوزم امید به...
-
اباالفضل سلام:الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 10 شهریور 1401 17:48
ساقی عطشان اباالفضل سلام حافظ خوبان اباالفضل سلام ای مه تابان اباالفضل سلام ماه علمدار اباالفضل سلام ماه سپه دار اباالفضل سلام ماه وفادار اباالفضل سلام ماه گل یاس اباالفضل سلام روح پراحساس اباالفضل سلام حضرت عباس اباالفضل سلام ماه بنی هاشم اباالفضل سلام داده دوتا چشم اباالفضل سلام غالب بر خشم اباالفضل سلام شط شده مستش...
-
دوست نداری :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 10 شهریور 1401 17:43
دیگر به گمانم تو مرا دوست نداری باید که بدانم تو مرا دوست نداری گفتا به من این سید لاهیجی ساکوت شیرین زمانم تو مرا دوست نداری ماننده معشوق که یارش سر داراست ای ورد زبانم تو مرا دوست نداری آخر نه سلامی نه پیامی نه کلامی ای روح و روانم تو مرا دوست نداری ای گل که پرستیده امت مثل خداوند آرامش جانم تو مرا دوست نداری با این...
-
آفتابگردان:الیاس امیرحسنی
جمعه 4 شهریور 1401 12:27
گل آفتابگردانم کجایی سپاه وتیپ وگردانم کجایی تو را من دوست دارم تاهمیشه نسیم بامدادانم کجایی گل آفتابگردان در چه حالی الهی باشد حالت خوب و عالی دعا کن حال من هم خوب گردد غریب افتاده ام در این حوالی گل آفتابگردان زنده باشی همیشه شاد ولب پرخنده باشی هنرمند عزیز و نازنینم چو خورشید سما تابنده باشی چه زیبا می نگاری ای...
-
همراه :الیاس امیرحسنی
سهشنبه 1 شهریور 1401 12:18
عزیز نازنینم ماه باشی مرا تا یوم دین همراه باشی تو که می دانی احوال دلم را برای عاشق خود شاه باشی توکه دلبر شدی دلدار باشی رفیق و همدم و غمخوارباشی مبارک باشد هرچیزی که داری مرا هرجا که هستی یار باشی الهی تو همیشه شاد باشی به ما درماندگان امداد باشی اگر گفتند الیاس این چنین است تماما برسرش فریاد باشی الهی که شما پیروز...
-
سه گانی هایی برای ماه : الیاس امیرحسنی
دوشنبه 31 مرداد 1401 04:46
ماه زیباست مثل یک گهواره پیداست ماه آیا فکر فرداست صبح شد رفت ماه خوابید زان طرف خورشید تابید ماه کامل شبیه توشد تو شبیه یک گل سرخ عاشقم من برآن لب سرخ ماه ها در انتظارم تا ببینم روی یارم باشد این همّیشه کارم ماه در آسمان رقصید هر ستاره به دور او چرخید شب ستاره باران شد ماه را دیدم به یادت افتادم تو ماه من هستی ماه من...
-
از این ها:الیاس امیرحسنی
یکشنبه 30 مرداد 1401 08:45
تو با گل ها رفاقت داری ای دوست از انسان ها کراهت داری دوست بود اخلاق من عینا شبیهت تو البته کرامت داری ای دوست
-
بخوان مرا (تفننی):الیاس امیرحسنی
شنبه 29 مرداد 1401 17:31
بخوان مرا به نام کوچکم بخوان بخوان مرا به سان کودکم بخوان بخوان مرا به مثل بابکم بخوان بخوان مرا شبیه چوبکم بخوان بخوان مرا چونام مزدکم بخوان بخوان مرا به طرز اردکم بخوان بخوان مرا به شکل ازبکم بخوان بخوان مرا به رسم جلبکم بخوان بخوان مرا به خط هافبکم بخوان بخوان مرا به طبل و تنبکم بخوان بخوان مرا از آن ولنجکم بخوان...
-
گل یاس: الیاس امیرحسنی
شنبه 29 مرداد 1401 17:19
با یاس هستی همنشین مارا هم از آنجا ببین ازپشت گل بیرون بیا خود را نکن پنهان چنین ما عاشق روی توایم دلبسته ی موی توایم خواهان آغوش توایم مجروح ابروی توایم خوش بو تر از گل های یاس بانوی خوب ایلیاس اصلا تو از گل ها سری شرمنده گل از این قیاس تو ماه شب های منی ذکر دو لب های منی ایتها الشیرین من تو قرص تب های منی ای دلبر...
-
حسودی :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 27 مرداد 1401 15:41
خدایا دلبر ما را نگه دار از اندوه و غم او را در امان دار مهم این است او باشد سلامت ز چشم حاسدانش بر حذر دار
-
بانو :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 27 مرداد 1401 11:27
بنفشه آی بنفشه آی بنفشه دلم سوراخ از تیر ودرفشه بیا مرهم بنه بر زخم این دل صدا آمد ،صدای پا وکفشه
-
به یاد دوبزرگمرد عرصه ی شعر و موسیقی مرحوم استاد درویشعلی بهروان اینانلوو مرحوم استادعاشق مسیح الله رضایی: الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 27 مرداد 1401 06:58
بهروان دا گئتدی دنیادن بیلین عارف حق کوچدی دنیادن بیلین او دی یئردی ای آنا یوردوم بوئین او گوزل قوش اوچدی دنیادن بیلین بهروانون قالدی آثاری بیلین چوخ گوزل شعرلر اونون واری بیلین چاپ اولوبدورقومدا دیوانی بیلین شهره دیر اینانلو اشعاری بیلین یازدی درویش خان آنا یوردوم بیلین من سنین له عمرومی سوردوم بیلین چاتدوم آخر من...
-
ارغوان:الیاس امیرحسنی
یکشنبه 23 مرداد 1401 12:00
شاعرت از این جهان رفت ارغوان خوب شد در این زمان رفت ارغوان زندگی در این زمان جز ننگ نیست خوشبخت و شادمان رفت ارغوان منتظر بود او که پروازی شود سایه ات تا آسمان رفت ارغوان او که با تو گفتگوها می نمود تا بهشت جاودان رفت ارغوان سایه ، ای کهنه رفیق کدکنی آه ما تا کهکشان رفت ارغوان شهریار آن جا بغل واکرده است ابتهاج از...
-
ای مهربان ترین کس:الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 20 مرداد 1401 07:55
ای مهربان ترین کس در بین دوستانم من آمدم به سویت از درگهت مرانم هر چند پیر وزارم گر تو کنی نگاهم شاداب و شاد گردم انگاربس جوانم خود گفته ای بیایم تاتو کنی دوایم من آمدم کجایی گر گفته ای بخوانم ادعونی استجب را من حفظ کرده دانم تو سوی من بیا که من زار و ناتوانم تو گفته ای که هرکس یک گام سویت آید تو می روی به سویش صد گام...
-
هرگز :الیاس امیرحسنی
شنبه 1 مرداد 1401 13:31
به کنارم نهادی ورفتی به کنارت نمی نهم هرگز به کجا رفتی وکجاخفتی به کنارت نمی نهم هرگز به هرآنکس که دوستش داری به گل و صبح وبیداری به علی رغم آنچه که گفتی به کنارت نمی نهم هرگز توبرایم شبیه آب هستی گرنباشی سریع می میرم به دلی که به اشک خودسفتی به کنارت نمی نهم هرگز گرچه مارا شما نمی خواهی ندهی درحقیقت انصافی به غمی کز...
-
می گریزی:الیاس امیرحسنی
سهشنبه 28 تیر 1401 08:06
دیگر از من می گریزی ماه من دیده ای از من چه چیزی ماه من باز آیا من خطایی کرده ام بوده ام درافت وخیزی ماه من
-
عید۲:الیاس امیرحسنی
دوشنبه 27 تیر 1401 05:49
عید است و تو مست مست مستی مستانه تو باده می پرستی باده چه بود ؟ محبت حق دل جز به محبتش نبستی
-
عید :الیاس امیرحسنی
شنبه 25 تیر 1401 17:52
عید است و جمال یار عشق است دیدار کمال یار عشق است من منتظرم عیدی من را بدهی در عید، خیال یار عشق است عید است و تماشای رخ یار خوش است یا این که شنیدن صدای دلدار خوش است ماییم که بی روی شما پیر شدیم بخشیدن بنده ی خطاکار خوش است
-
موی سفید :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 23 تیر 1401 16:50
ای ابر تیره بارانت کجا یی است شکوه لاله زارانت کجا یی است دگرخشکید دنیای دل ما غریو نغمه سازانت کجایی است ازرشعرهای قدیمی ام: یه تسبیح ویه ریش و قل هوالله مدیر کل شدی الحمدلله بترس از آه مظلومان برادر نکن دزدی بگو استغفرالله هزار بار نامه نوشتم که ای فدای توگردم دوستت دارم دریغ پاره نمودم هزار بار گرفتم شماره ات را...
-
شادباش ۲:الیاس امیرحسنی
سهشنبه 21 تیر 1401 20:31
گل شمعدانی من شاد باشی زهر سو مورد امداد باشی گلستان دلت پررنگ وبو باد زهفت دولت چومن آزاد باشی گل نارنجی ام از من نرنجی نازک نارنجی ام از من نرنجی اگر بی معرفت یا ناسپاسم زغم ها منجی ام از من نرنجی گل شمعدانی من در کجایی یقینا مورد لطف خدایی تو را من دوست دارم از دل و جان که هم زیبا و هم شیرین ادایی گل زیبا تورا من...
-
قوچ :الیاس امیرحسنی
جمعه 17 تیر 1401 20:18
به شعری که به روی پیرهن داری به آن خالی که یرروی بدن داری به اسمی که همیشه زیر لب داری بدان، قوچی فدایی مثل من داری
-
باید :الیاس امیرحسنی
جمعه 17 تیر 1401 16:48
از صخره ی زندگی گذشتن باید بر صفحه ی بندگی نوشتن باید هرجاکه درخت وسبزه وگل دارد باشیوه ی ماندگی نشستن باید
-
متحیر نگاهت :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 16 تیر 1401 16:32
بودم متحیر نگاهت لبخند قشنگ آن لبانت یک چیز دگر نهفته ماند ای من به فدای شکل ماهت هرچند که جان خسته دارم ای دوست دل بر نگه تو بسته دارم ای دوست گفتی که دل شکسته تعمیر کنی من نیز دلی شکسته دارم ای دوست ای دوست بیا به یکدگر نازکنیم راهی به سوی پرندگی بازکنیم امروز که حوصله ندارم برخیز نت های قشنگ زندگی ساز کنیم ای دوست...
-
پدر4:الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 16 تیر 1401 12:28
دیشب پدرم به خوابم آمد یک فرش خریده بود ارزان من ماندم و یک غم دوباره صبح آمدو مانده ام درهجران با او چه قدر انیس بودم می گفت دراین زمان ودوران باید که مواظبت نماید از خانه و خانواده انسان آه ای پدر عزیز رفتی اینک تویی و تمام خوبان باشد به تو جنتت گوارا الگوی همه جوانمردان یادم نرود تلاش وکارت در رنج ولی همیشه خندان...
-
زندگی :الیاس امیرحسنی
پنجشنبه 16 تیر 1401 07:42
زندگی سرفه نیست لبخند است زندگی دره نیست دربند است زندگی ساده نیست پرفند است زندگی تلخ نیست چون قند است
-
عشق خوبان:الیاس امیرحسنی
چهارشنبه 15 تیر 1401 07:40
ما بخیل عشق خوبان نیستیم گرچه در ناباوری ها زیستیم حال ما با حالتان خوش می شود درتجاهل هم که ماها بیستیم هرچند که زندگی ما کوتاه است یعنی که شبیه ماندن درچاه است اما نکن این نکته فراموش ای دل ایام عزیزی کنون در راه است می بوسمت ای دوست که روز بوسه است دریا پراز نهنگ و خوک و کوسه است برخیز بیا خانه ی ما کیف کنیم هرگز...
-
قسم: الیاس امیرحسنی
دوشنبه 13 تیر 1401 09:36
قسم به عشق و عاشقی به رنگ خوب رازقی به داغ هر شقایقی که دوستدار آن گلم قسم به حال عارفان قسم به ذکر عابدان به شوق وذوق سالکان که دوستدار آن گلم قسم به سرخی شفق قسم به زردی فلق قسم به مضغه وعلق که دوستدار آن گلم قسم به ذکر یاعلی به ذکر یارب جلی شود غمام منجلی که دوستدار آن گلم قسم به شور زندگی به حال ناب بندگی به...